بایگانی ماهانه: ژوئیه 2011

گوشهائی از جنایت بشار اسد در سوریه امروز

امروز ما هم مثل مردم سوریه عزادار هستیم

Advertisements

کنایه احمدی نژاد به خامنه ای بعضی‌ها فقط خود را مطلق و بهشتی می‌دانند

محمود احمدی‌نژاد در هر چهار سخنرانی اخیر خود کنایه‌های معناداری به علی خامنه‌ای و مراجع تقلید زده و گفته است بعضی‌ها «آنقدر خود را مطلق کرده‌اند که فکر می‌کنند همه هفت میلیارد نفر جمعیت دنیا جهنمی هستند و فقط او بهشتی است و این از نشانه‌های سقوط اوست.»

آقای احمدی‌نژاد چهارشنبه گذشته (پنجم مرداد) خطاب به مسئولان اجرایی کشور گفت: «شما برای خدا کار کنید هر کس و هر عالمی هم مخالفت کرد شما اهمیتی ندهید٬ خدا همه را جارو می‌کند و به زباله‌دان تاریخ خواهد انداخت.»

وی افزوده که «شیطان بدنبال آن است تا اجازه ندهد اسم امام عصر به عنوان انسان کامل به ذهن کسی خطور کند.»

احمدی‌نژاد در همین سخنرانی اظهار داشته است: «کانون اصلی دشمنی شیطان ایجاد فاصله بین مردم و امام زمان» است.

وی روز پنجشنبه (ششم مرداد) نیز در مراسم افتتاح سد و نیروگاه گتوند گفت: «هیچ ملتی با حرف‌های بی‌ارزش و بی‌ربط به جایی نرسیده است.»

رئیس دولت دهم در این سخنرانی٬ دولت خود را تنها «مدیون مردم٬ امام و شهدا» دانست و هیچ تقدیری از تلاش‌ها و حمایت‌های علی خامنه‌ای در شکل‌گیری دولت‌های نهم و دهم نکرد.

احمدی‌نژاد روز جمعه (هقتم مرداد) نیز در آئین گشایش نمایشگاه بین‌المللی قرآن طی سخنانی بار دیگر تاکید کرد: «عصر، عصر ظهور است و روز حاکمیت انسان کامل نزدیک است.»

وی روز شنبه (هشتم مرداد) در همایش «افق رسانه» گفته که «درستی، ‌ صداقت و امانت‌داری، ایمان و تقوا اینجا {ذیل اخلاق الهی} معنا پیدا می‌کند و مربوط به سخنرانی و اقدامات در انزوا و کنج خانه نیست.»

احمدی‌نژاد افزوده است: «بعضی‌ها آنقدر خود را مطلق کرده‌اند که فکر می‌کنند همه هفت میلیارد نفر جمعیت دنیا جهنمی هستند و فقط او بهشتی است و این از نشانه‌های سقوط اوست.»

محمود احمدی‌نژاد پس از تیره شدن روابطش با علی خامنه‌ای طی سه ماه گذشته اظهارنظر‌ها و تصمیمات معناداری علیه روحانیت و رهبر جمهوری اسلامی داشته است.

به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد برای کاهش حملات حامیان خامنه‌ای به دولت و نزدیکانش ترجیح داده که به طور غیر مستقیم و عملی برنامه‌ها و سیاست‌های خود را پیش ببرد.

digarban

شرط عجيب یک كره گورخر براي غذاخوردن!

يكي از كاركنان باغ وحش چيني «ووهان» مجبور است هر روز تي‌شرتي با راه راه سياه و سفيد بپوشد، چون گورخر تازه ‌متولد شده در اين باغ‌ وحش فقط در صورتي غذا مي خورد كه اين مرد را در اين لباس ببيند.

به گزارش ايسنا اين گورخر حدودا يك ماهه، در اوايل ماه جاري ميلادي در باغ وحش «ووهان» به دنيا آمد و پنج روز پس از تولد، مادر خود را از دست داد.

چن نونگ، مردي كه به اين گورخر كوچولو غذا مي‌دهد و مجبور است هر بار لباس راه راه سياه و سفيد بپوشد، مي‌گويد: پدر گورخر مسووليت كره خود را به عهده نمي‌گيرد و هر بار كه سعي مي‌كنيم آنها را با هم مواجه كنيم، گورخر نر به محض ديدن كره‌اش به او لگد مي‌زند.

به گزارش روزنامه چاينا ديلي، چن مي‌گويد: هر بار كه من لباس سياه و سفيد راه راه مي‌پوشم گورخر كوچولو بسيار هيجان‌زده مي‌شود و فقط در صورتي شير مي‌خورد كه من را در اين لباس ببيند، در غير اين صورت از غذا خوردن امتناع مي‌كند.

چن نام اين گورخر يك ماهه را «پنج‌كوچولو» گذاشته است، چون فقط پنج روز را با مادرش گذراند.

آمنه بخشید تا دیگران درس عبرت بگیرند+فیلم

عاقبت بعد از چندین سال کش و قوس احساسی- قضایی میان آمنه بهرامی، قربانی اسیدپاشی، مدافعان حقوق بشر که مخالف اجرای حکم قصاص بودند و و بخشی از افکار عمومی که قصاص را حق مسلم آمنه قلمداد می‌کردند، آمنه بهرامی علی رغم اصرارهای قبلی‌اش مبنی بر تاکید بر اجرای حکم قصاص، امروز با صرف‌نظر کردن از اجرای حکم به یک پرونده قضایی پر پیچ و خم خاتمه دهد

اینکه آمار جرم و جنایت بالا رفته، ثابت مانده و یا ایران کشور امنی به شمار می‌آید و ضریب امنیت در حالت بحرانی هست یا خیر، موضوع این گزارش نیست. آن‌چه در این گزارش به آن پرداخته می‌شود، انتشار خبر اجرای حکم قصاص برای مجید موحدی است، که بنا بر صفحه فیس‌بوک آمنه بهرامی، قربانی ماجرای اسید پاشی، این حکم قرار است تا پیش از آغاز ماه رمضان به اجر در بیاید.

مجید موحدی در دوازدهم آبان ماه سال ۱۳۸۳ با خالی کردن یک پارچ اسید کلریدریک بر سر و صورت دختر مورد علاقه‌اش که از او جواب رد شنیده بود، باعث نابینایی و وارد شدن جراحت‎های پوستی عمیق می‌شود. ششم آذر ماه سال ۱۳۸۷ دادگاه به اصرار شاکی پرونده و برای نخستین بار حکم قصاص برای متهم صادر می‌کند، به این شکل که متهم بی هوش شده و شاکی با ریختن چند قطره اسید در چشمان وی، حکم را اجرا کند. بیست و چهارم اردبیهشت سال‌جاری مطابق آنچه که در رسانه‌ها اعلام شد، قرار بود که حکم در بیمارستان دادگستری تهران به اجرا در بیاید، اما ساعاتی پیش از اجرای مراسم قصاص خبر می‌رسد که حکم به دلایلی که بعدا اعلام خواهد شد تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.

آمنه بهرامی چند روز بعد در گفت و گو با رسانه‌ها دلیل توقف اجرای حکم را تماس‌ها و درخواست‌های سفیران دولت های انگلیس، بلژیک و نروژ اعلام می‌کند. و با گلایه از مدافعان حقوق بشر می‌پرسد: «آنهایی که اجرای حکم را غیر منصفانه می‌دانند، چرا تا به امروز هیچ کمکی به من نکرده‎اند، با این حال من این حکم را برای جامعه می‌خواهم، می‌خواهم درس عبرتی باشد برای کسانی که ناجوانمردانه از اسید استفاده می‌کنند، وقتی حکم قصاص چشم های مجید صادر شد به من گفتند بیا تا حکم را اجرا کنیم، اما من گفتم باید خبرنگارها باشند تا خبر این قصاص به گوش کسانی برسد که می‌خواهند با اسید زندگی دیگران را تباه کنند.»

نخستین حکم قصاص با اسید

صدور چنین حکمی باعث برپا شدن سرو صداهای زیادی در جامعه شد، برخی صدور این حکم را عادلانه و حق مسلم آمنه می‌دانستند و برخی دیگر معتقد بودند صدور و اجرای چنین حکمی تنها بر چرخه خشونت اضافه می‌کند. در این میان برخی نیز با خرده گرفتن به قاضی پرونده، وی را به دلیل صدور حکم قصاصی بی‌سابقه در تاریخ قضایی ایران، «بی‌رحم» خواندند. شدت انتقادها در جامعه نسبت به قاضی به حدی بالا گرفت که یکی دیگر از قضات کیفری، ولی الله حسینی که دستی هم بر نوشتن دارد، در مطلبی در روزنامه «روزگار» در پاسخ به کسانی که از قاضی پرونده آمنه ایراد می‌گرفتند نوشت، «در پرونده‌های اسیدپاشی از آنجا که امکان رعایت تساوی و مقابله به مثل وجود ندارد، دادگاه‌ها از مجازات‌های دیه استفاده می‌کنند، اما در برخی پرونده‌ها با اصرار شاکی بر قصاص و نیز با توجه به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر امکان قصاص، قاضی دادگاه نمی تواند از قانون مجازات اسلامی عدول کند و ناچار به صدور حکم قصاص می‌شود.»

روز قصاص فرا می‌رسد

مطابق آنچه که در صفحه فیس بوک آمنه بهرامی نوشته شده بود، مسوولان قضایی به او گفته بودند که حکم قصاص پیش از آغاز ماه رمضان اجرا خواهد شد، همزمان خبرهایی رسید مبنی بر اینکه مجید موحدی از زندان رجایی‌شهر به بازداشتگاه آگاهی تهران منتقل شده تا از آنجا به محل اجرای حکم برده شود. چندین نفر از روزنامه‌نگاران نیز در صفحات فیس‌بوک و «گوگل‌ریدر» خود از تماس‌های ناموفق با خانواده بهرامی برای تایید خبر اجرای حکم نوشتند که همین موضوع شائبه‌ها را در مورد اجرای حکم در چنین روزی بیشتر کرد. تا اینکه در صفحه فیس‌بوکی که با نام «آمنه جان ما از تو دفاع خواهیم کرد، اما از قصاص بگذر» خبری کوتاه نوشته شد با این مضمون:«آمنه بخشید». سپس به فاصله کمی بعد از آن سایت‌های بی‌بی‌سی و تحول سبز نیز در گزارش‌هایی کوتاه از گذشت آمنه و عدم اجرای حکم قصاص خبر دادند و به این ترتیب نخستین حکم قانونی اسید پاشی در جمهوری اسلامی عقیم ماند و آمنه چشمان مجید را به وی بخشید.

khodnevis

آقای مجتبی برای رهبری روی فرماندهان سپاه حساب کرده

مصاحبه احمد قابل، علیرغم خطر بازگشت به زندان

احمد قابل از شاگردان مشهور آیت الله منتظری که بارها بازداشت شده و سر از دادگاه روحانیت و زندان درآورده، در گفتگوئی که «سحام نیوز» منتشر کرده، درباره تشکیل هیات حل اختلافی که گریبان حکومت یکدست(!) را گرفته گفت:

قانون گریزان بر سر منافع با هم دعوایشان شده و در این دعوا آنکه ضعیف تر است حذف خواهد شد. ترکیب شورائی که آقای خامنه ای تشکیل داده علیه احمدی نژاد و به نفع مجلس و قوه قضائیه است و پیام روشنی است از سوی تیم رهبری. آقای خامنه ای به این نتیجه رسیده که کوچکترین عقب نشینی به اضمحلال قدرتش می انجامد.

این شاید آخرین مصاحبه ام قبل از زندان دوباره باشد، اما امیدوارم این گرفتاری ها از سر ملت بگذرد.

آقای شاهرودی بین روسای قوا به چهره ای معتدل شناخته شد و مورد اعتماد آقای خامنه ایست. اما تشکیل این هیات یعنی 32 سال بعد از انقلاب و تصویب قانون اساسی ، اختلاف بین قوا درحدی است که نیازمند تشکیل هیاتی برای رسیدگی به آن است.

مجمع تشخیص مصلحت و فلسفه وجودیش رسیدگی به اختلافات بین شورای نگهبان و مجلس است در جایی که مصالح کشور و تصلب شورای نگهبان بر قانون اساسی و شرع اختلاف ایجاد می کرد. در زمان آیت الله خمینی مشکلاتی پیش آمده بود و بنابر قانون اساسی مجمع را تشکیل دادند. اما در همین قانونی که بازنگری شد. تنظیم روابط قوا را از رئیس جمهور گرفتند و به رهبری دادند. اختلافی که در گذشته بین قوا پیش می آمد باید رئیس جمهور رفع می کرد اما الان با رهبری است. مجمع تشخیص مصلحت چنین وظیفه ای ندارد.

به نظر می آید که اصل اختلاف ناشی از این است که هیچ یک از اجزا ی جناح اقتدارگرایان به حد خودش بسنده نمی کند. برای همین است که آنها در مقابل اصلاح طلبان، همه ازحد قانونی گذشتند و همه با هم از این قانون گریزی حمایت کردند و عادت کردند به قانون گریزی. و حالا قانون گریزان با هم دعوایشان شده است. می خواهند رقیب را دور بزنند و طبیعی است که این دعوا با این سادگی قابل حل نیست. این هیات هم از کسانی تشکیل شده که جهت گیری آنها به نفع جناح مجلس و قوه قضاییه خواهد بود.

قدرت در جمهوری اسلامی و به خصوص در ۲۳ سال اخیر و رهبری آیت الله خامنه ای، منحصرا در اختیار رهبری بوده و تمامی قدرت هایی که قانون اساسی به بعضی افراد از جمله رییس جمهور یا رییس قوه قضاییه و مجلس واگذار کرده اینها تبعی بوده و قدرت اصلی در دست رهبری بوده است و همان قدرت های فرعی را هم رهبری محدود می کرده است. به یاد بیاوریم که قوه قضاییه و شورای نگهبان چگونه در برابر دولت اصلاحات و مجلس ششم سد بستند، به طوری که قدم از قدم نتوانستند بردارند و عملا اصلاحات را به شکست کشاندند. تاکنون مجلس اگرهم بخواهد در قبال دولت کاری انجام دهد با نظر رهبری منتفی شده است.

تصور من این است که آقای احمدی نژاد –عملا- حذف شده است. احمدی نژادی که امروز در قدرت است تضعیف شده است و موجودی است که باید تمکین کند و اگر کوچکترین سرکشی کند با شدیدترین برخوردها و تحقیرها روبرو می شود. خود احمدی نژاد این را درک کرده است، حالا اینکه بخواهد در این مدت دست به کاری بزند، من فکر می کنم توانش را ندارد. آقای خامنه ای و تیم رهبری پیام می دهند که کوچکترین تخلفی با خواست رهبری یعنی حذف. و زمانی که احمدی نژاد را که به قول خودشان ۲۵ میلیون رای دارد کنار می گذارند دیگران جای خودشان را دارند.

درباره ترکیب شورای ۵ نفره انتصابی رهبری برای حل اختلاف هم باید بگویم:

آقای شاهرودی در انتخابات از حامیان آقای احمدی نژاد نبود و از رقبای او حمایت می کرد. آقای مرتضی نبوی عضو موتلفه است و درگیر با احمدی نژاد. آقای ابوترابی که نایب رئیس مجلس است از منتقدان احمدی نژاد و وابسته به بیت رهبری است. بنابراین احمدی نژاد نمی تواند امیدی داشته باشد. گرچه ممکن است ظواهر امر را رعایت کند و یک جایی آقای خامنه ای توصیه ای به مجلس بکند ولی انتهای ماجرا این است که احمدی نژاد از چشم آقایان افتاده است. این در حالی است که احمدی نژاد با «به به» و «چه چه» آمد و هر کاری را با اراده رهبری می کرد. آنچه مسلم اینست که؛ کسی که 80 درصد قدرت را بنابر قانون اساسی دارد باز هم طمع می کند به آن بیست درصد بقیه قدرت. در واقع می خواهد دیگران حقی در قدرت نداشته باشد و تابع محض باشند.

– نوعی آماده سازی هاشمی شاهرودی برای قائم مقامی رهبری مطرح است؟

زمانی که آقای شاهرودی به ریاست قوه قضاییه منصوب شد هم این بحث ها مطرح بود که آقای خامنه ای به فکر کسی برای جانشینی خودش است. نمی توانم حدس بزنم، اما می توانم تصور کنم این یک وجه عقلانی می تواند داشته باشد، اما دلیل و شاهدی برای این امر ندارم. حتی بحث جانشینی مجتبی خامنه ای هم مطرح بود و یا صحبت از آقای مصباح یزدی بود اما این را مطمئن هستم که تمام کسانی که در کنار ایشان قرار دارند دائما درگیر این فکر هستند که اگر اتفاقی برای آقای خامنه ای بیفتند تنها کسی که امکان دارد توافقی برای بر سر او انجام گیرد، آقای هاشمی رفسنجانی است. به این خاطر از شش، هفت سال پیش بیت رهبری و کسانی در این بیت بدشان نمی آید با حذف رفسنجانی نوبت به کسانی دیگر برسد. این اتفاق درباره آقای منتظری افتاد و طبیعی بود که کسانی هستند که برای قدرت مطلقه ای که حفظش با ولایت فقیه است، تدارک ببینند و بده بستان هایی صورت بگیرد. اما من مطمئن نیستم که آقای شاهرودی در مجموعه سپاه و بیت رهبری فعلی پذیرفته شده باشد و یا بپذیرند. این را مقداری بعید می دانم چون آقای شاهرودی از روابط وسیعی برخوردار نیست، شاید مجتبی خامنه ای در سپاه طرفدارانی داشته و زمینه آماده ای داشته باشد. در برابر آقای هاشمی رفسنجانی هم فکر نمی کنم آقای شاهرودی بتواند عرض اندام کند. به نظر من هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که اگر اتفاق خاصی بیفتد ممکن است به رهبری برسد.

peiknet

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: