«آب‌دزدک‌ها» عامل اصلی بحران دریاچه ارومیه هستند!

«آب‌دزدک‌»ها به گروهی از مدیران وزارت نیرو گفته می‌شود که با توجیه‌های دوران سازندگی، محیط زیست و سرمایه‌ای به نام سفره‌های آب زیرزمینی را به قیمت سود ناشی از سدسازی نابود کرده‌اند. این روزها «آب‌دزدک»ها بحران دریاچه ارومیه را به گردن گرم شدن زمین می‌اندازند. «آب‌دزدک»ها همیشه در حوزه آب حاضر بوده‌اند و حضورشان ربطی به دولت فعلی ندارد. «آب‌دزدک» موجود سخت‌جانی است که در همه دولت‌ها کار می‌کند!

در دوران هاشمی رفسنجانی، «سدسازی» نماد توسعه و سازندگی معرفی شد و هر جا دره‌ای بود، سدسازان و مدیران وزارت نیرو با نگاه «بی‌ناموسی» به آن می‌نگریستند.

ساخت بی‌رویه سد در دوران بعد از انقلاب آنچنان رواج داشت که گاه نمایندگان مجلس شهرستان‌های کم آب تنها چاره رفع تشنگی مردم حوزه‌های نمایندگی خودشان را فقط در ایجاد منابع آبی روی زمینی می‌دیدند.

در مناطقی نیز که امکان سدسازی نبود، کندن چاه‌های عمیق و کشیدن بی‌رویه آب رواج یافت.

نتیجه اخلاقی و فنی چنین رویه‌ای، از دست رفتن سریع منابع آب زیرزمینی بدون امکان جانشین شدن (افت سطح آب زیرزمینی) و نتیجتا، نشست زمین در بسیاری از نقاط نسبتا خشک بود. اتفاقی که باعث شد مناطقی در حاشیه کویر دیگر فضای خالی برای ذخیره‌سازی مجدد آب نداشته باشند. درک مساله سخت نیست. آب در زیر زمین میان فضای خالی خاک و سنگ‌های ریز و درشت جمع می‌شود. وقتی این آب تدریجا برداشت شود اما جای‌اش با آب نفوذ کرده به زمین پر شود، زمین «آب‌رفتی» خاصیت ذخیره‌سازی‌اش را حفظ می‌کند اما اگر سرعت کشیدن آب بیشتر باشد و عمق چاه‌ها هر چه بیشتر، وزن لایه‌های بالایی آب‌رفت به فضاهای خالی مانده از آب رحم نمی‌کند و تخلخل تدریجا از میان می‌رود. نتیجه هم نشست زمین است…زمینی که دیگر جایی برای ذخیره‌سازی آب ندارد. به عبارتی، استخراج بیش از اندازه آب موجب از میان رفتن منابع آب زیرزمینی می‌شود.

جالب آنکه یکی از عمده‌ترین فرونشست‌های زمین در ایران مربوط به منطقه رفسنجان است. گویی اهالی رفسنجان فقط به نتیجه کوتاه مدت و سود کلان ناشی از افزایش محصل پسته می‌اندیشیده‌اند و بس. البته گروهی از ایشان نیز بعدها به جای چشم طمع دوختن به آب و زدن چاه عمیق آبی، عاشق چاه‌های نفت شدند. نتیجه سیاست‌های نفتی هم گویا به سودهای کلان کوتاه مدت برای گروهی خاص منتهی شد. به بحث «نفت‌دزدک»ها هم بعدا خواهیم رسید.

اما منابع آب روزمینی چه؟

مهندسین مشاور و علاقه‌مندان به سدسازی، گاهی هر دره‌ای که پیدا می‌کنند را لایق ساخته شدن سد می‌دانند. به قولی، ای کاش از چنین لیاقتی خبری نبود. سدسازان و سدبازانی هستند که با توجه به نفوذ خود بر وزارت نیرو و مجموعه‌های قدرتمند سدسازی نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پروژه‌ها را خیلی راحت به نتیجه می‌رسانند. اما مشکل آنجاست که برخی سدسازان، به شرایط زمین‌شناسی ساختمانی نقاط انتخاب شده برای ساختن سد و نیز وضعیت آبخیر رودخانه‌ها و منابع آبی روزمینی و زیرزمینی توجه چندانی نمی‌کنند.

این روزها سرعت سدسازی در کشورهای پیشرفته دنیا کاهش یافته است. دلایل این کاهش علاقه را حتما بررسی خواهیم کرد.

سد در بسیاری از نقاط می‌تواند بهترین گزینه برای جمع آوری آب‌های سطحی باشد اما آیا در مناطقی با میزان تبخیر بسیار زیاد و نیز دره‌های گسلی و یا نقاطی که خلل و فرج و غارهای طبیعی زیرزمینی آهکی (کارستیک) دارند دنبال چنین گزینه‌ای باید رفت؟ از سوی دیگر تغییر عادت طبیعی مناطق مختلف و کاهش میزان آب ورودی به منابع طبیعی آب، آیا ایجاد بحران نمی‌کند؟

انسان، بهترین یا به عبارتی بدترین خراب‌کار محیط زیست است. اگر بداند که نتیجه دراز مدت کارش نابودی محیط زیست است، ولی در کوتاه مدت سودی نصیبش می‌شود، آینده را فدای همان سود کوتاه مدت می‌کند. همان چیزی که در بسیاری از نقاط ایران مشاهده می‌کنیم. توسعه «ناپایدار» دوران سازندگی و اصلاحات به دوران جدید هم کشیده شده است و نتیجه رقابت «آب‌دزدک‌ها» بحرانی است که امروز در نقاط مختلف از جمله دریاچه ارومیه شاهدش هستیم.

این نوشته کوتاه نمی‌تواند به همه نکات مرتبط بپردازد، اما توجه خواننده محترم را به بحثی جلب می‌کنیم که این روزها در جریان است. چندی پیش یکی از مدیران وزارت نیرو به همراه یکی از کارشناسان آبخیزداری در برنامه‌ای رادیویی به بحث در باره بحران دریاچه ارومیه پرداختند. کارشناس مهمان، اتفاقا یکی از شناخته شده‌ترین وبلاگ‌نویسان محیط زیستی نیز هست؛ مهندس محمد درویش. مدیر وزارت نیرو سعی می‌کند خشک‌سالی را عامل کاهش آب دریاچه ارومیه معرفی کند، اما مجموعه دلایل علمی محمد درویش چیز دیگری می‌گوید.

در این برنامه، مدیرکل برنامه‌ریزی کلان آب و آبفا وزارت نیرو، مهندس علیرضا دائمی از سهم اندک سدسازی در بروز بحران پیش آمده دفاع و میزان آن را کمتر از ۵ درصد ذکر کرد، در حالی که سهم مؤلفه‌های طبیعی مانند خشکسالی را حدود ۷۰ درصد دانست. این در حالی است که بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس و بر پایه آمار و ارقام موجود، سهم توسعه منابع آب و در مرحله بعد سدسازی در کاهش حجم آب ورودی به دریاچه ارومیه به طور متوسط هم وزن خشکسالی و حتی بالا‌تر خواهد بود.

بنا به اطلاعات پایگاه «شرکت مدیریت منابع آب ایران؛ معاونت طرح و توسعه» در محدوده حوضه آبخیز دریاچه ارومیه، این منطقه ۳۶ سد در حال بهره‌برداری است، ۱۲ سد در دست ساخت و ۴۰ سد دیگر هم در مرحله برنامه‌ریزی برای ساخت قرار دارند. یعنی در آینده ۸۸ سد حاکمیت خود را بر دریاچه ارومیه تحمیل خواهند کرد. به گفته مهندس درویش، مجموع سدهای ساخته شده، در حال ساخت و در دست مطالعه برای سه استان درگیر در آبخیز دریاچه ارومیه – آذربایجان شرقی، غربی و کردستان – به ۲۰۲ سد می‌رسد و اقدامات سدسازان تنها به ساختن سد محدود نمی‌‌شود و در برخی موارد افزایش ارتفاع سدهای موجود و در نتیجه ذخیره بیشتر آب در مخازن سد‌ها نیز در دستور کار قرار دارد.

مهندس درویش در نوشته‌ای به مدیریت غلط اهالی وزارت نیرو در ۱۵ سال گذشته در قبال دریاچه ارومیه اشاره می‌کند و می‌نویسد: «نگارنده همچنان امیدوار است که آن گروه از مدیرانی که تا امروز پیوسته می‌کوشیدند روند خشک شدن دریاچه ارومیه را پدیده‌ای طبیعی معرفی کرده و عملکرد سازمان متبوعشان را در نزدیک‌شدن رخداد سونامی ۸ میلیارد تنی نمک انکار کنند، آنقدر شهامت و صداقت داشته باشند که به نابخردی‌ها و آزمندی‌های مدیریتی خویش در طول ۱۵ سال گذشته در محدوده دریاچه ارومیه اعتراف کنند.»

وقتی آبی که باید به دریاچه برسد، نرسد، و میزان تبخیر هم بالا باشد، چه بلایی سر بزرگ‌ترین دریاچه نمک موجود خواهد آمد؟ این «با نمک»تر شدن به هیچ وجه بانمک نیست!

اشتباه نکنید! هر آنچه امروز اتفاق می‌افتد را گردن مدیران «امام زمانی» دولت فعلی نیاندازید. اگر حساب‌های بانکی مدیران ویژه وزارت نیرو و لابی‌گران سدسازی قابل بررسی بود، حتما نتایج جالب‌تری می‌توانستیم بگیریم. آب‌دزدک‌ها کماکان فعال‌اند. و احتمالا هم نمی‌دانید که بسیاری از مدیران ارشد حاکم بر این وضعیت، اصول‌گرا نبوده‌اند…پیدا کنید پرتقال فروشان اصلاح‌طلب و کارگزار را…

هنوز عده‌ای خیال می‌کنند سدهایی مثل سیوند را دولت فعلی ساخته است…دولت فعلی هم دنباله‌روی قبلی‌هاست، اما آیا قبلی‌ها زیر سوال رفتند یا روزنامه‌نگاران وابسته به احزاب دولتی درگیر کارهای دیگری بودند؟

وقتی رهبران سیاسی چپ حکومتی نزدیک به اصلاح‌طلبان و هاشمی، امروز بحران دریاچه ارومیه را داغ می‌کنند، بهتر است به سابقه ماجرا در دولت‌های قبلی بپردازند و ببینند نقش دوستان خودشان در این بحران چقدر است. حساب حساب است، کاکا برادر!

khodnevis

دربارهٔ seyedezatollahrashmi

فعال سیاسی بر علیه جمهوری اسلامی خونخوار

Posted on اوت 29, 2011, in Uncategorized. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: