بایگانی روزانه: نوامبر 26, 2011

‫سلاح جدید بسیج برای جلوگیری از حمله هوایی‌ دشمن!

نامه دوازدهم نوریزاد به خامنه ای، منفورترین رهبر جهان، : بیایید و جام زهر را سربکشید

ندای سبز آزادی : محمد نوریزاد، نویسنده و هنرمند و جهادگر مدافع جنبش سبز، دوازدهمین نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرد.

آقای نوریزاد که پیش از این به خاطر نگارش نامه به آیت الله خامنه ای و انتقاد از او در زندان بوده است، وعده داده که تا انتخابات پیش روی مجلس هر هفته جمعه ها نامه ای را خطاب به رهبری منتشر کند.

وی در ابتدای نامه دوازدهم خود شرحی از تهدید شدنش توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را برای رهبری بازگو کرده و می نویسد: این واقعه را از این روی برای جناب شما بازگفتم تا اگر فردا روزی مرا پودر کردند و داغ مرا به دلِ خانواده ام، و داغ آنان را بردل من نشاندند و در یکصد سایت فراگیرشان مرا به خاک انداختند، هم شما و هم مردم ما شاهد باشید که در این مُلک، پاداش خیرخواهی و امربه معروف و نهی از منکر، چه گزاف و چه چشمگیراست.

نوریزاد سپس متن اصلی نامه خود را این گونه آغاز کرده که: چرا نگویم: این روزها، تلخ ترین روزهای عمرشماست؟ وچرا نگویم: سالهای آرام و پرازاختیار شما سپری شد و رفت؟ درجوارما اما، حوزه ی اختیار فردی چون “امیرِ قطر”، هم همه ی کشور یک وجبی اوست و هم همه ی دنیای فراخ. او اکنون به هرکجا که بخواهد سفر می کند و با هرکشوری که بخواهد می آمیزد. چرا؟ چون دراین دنیای پرتلاطم، اندازه ومقدارِ خود را فهم کرده و سفره ای بقدر همان اندازه ی ناچیز خود گسترانیده است. امروز همان وسعتِ ناچیز او آنچنان قدروقیمت یافته است که هواپیماهای قطری باید آسمان حقارتِ ما را درنوردند و مغرورانه ما و شما را به اسم مسافر جابجا کنند. نمی دانم آیا این را شنیده اید: کشورقطر، درست درهمان سالی تأسیس شد که ” ایران ایرِ” ما تاسیس شد؟!

نوریزاد افزود: من در حیرتم چرا جناب شما نمی توانید از کشور خود پای بیرون بگذارید؟ وچرا حتی نمی توانید برای بجای آوردنِ مناسک حج به عربستان سفرکنید؟ شاید به این دلیل که هم در داخل و هم در خارج، چهره عبوس و تند ما وشما افزون تر از چهره ی متبسم وفهیمانه ی ما به باور مردمان جهان راه یافته است! و بازبه این دلیل که درجمهوری اسلامی ایران، هیچ امری استحقاقِ ثبات ندارد الا این که امضای ثباتش را از بیت حضرت شما دریافت کرده باشد.

این “هیچ” ی که من برآن تأکید می ورزم، یک قاعده ی نفوذ ناپذیر نیست. پس چه بهترکه بگویم: از استثنائات که بگذریم، تنها دو دسته از هرتصمیم و تحرکی درجمهوری اسلامی ایران، ثبات دارند. یک: هرآنچه که امضای ثباتش را از بیت رهبری دریافت کرده باشد، و دو: دزدی از اموال و اعتماد و اعتقاد مردم توسط مسئولین، و به تبعِ مسئولین: خودِ مردم از همدیگر. این دو شجره ای که ریشه ی ارتزاقشان یکی است، همان است که ما را درهدر دادن و ضایع کردن هزار هزار استعداد بخاک افتاده دراین مُلک ، متبحر ساخته است.

در ادامه این نامه آمده است: یک زمانی ما رو به آمریکا شعارمی دادیم: “به بمب های اتم خود می نازی؟ ما ایرانیان هریک بمب اتمیم”. ودر توضیح این شعار خود می فرمودیم: ” درایران – برخلاف آمریکا – حکومت نه برجسم ها که بردل های مردمان استواراست”. و رجز می خواندیم: “حکومتی که پایه های استحکام خود را بردل مردمانش محکم کند، فرو ریختنی نیست”. این رجزها نه از آن روی پوک و بی پشتوانه بود که ما هم طرفِ خود را نمی شناختیم و هم دستمان از توش و توان نظامی تهی بود، بل از این روی که: ما سال به سال بر همان دل های مردمانِ بی پناهِ خنجر کشیدیم و یک به یک آنان را از خود متنفر و دور ساختیم. رجزهای پوکِ ما بیشتربه عربده های آن پهلوان سیلی خورده می مانست که هیبت پهلوانی اش، بلافاصله درآنسوی عربده هایش تمام می شد.

نوریزاد در ادامه به رهبر جمهوری اسلامی گوشزد می کند که همچنان از باب ادب و دوستی و خیرخواهی تلاش می کند منصفانه ترین راهکار خروج از هزارتوی بُحران ها را تقدیم می کند و می نویسد: عصاره ی این راهکار، این است که من کاسه ای و جامی را به نیابت از شما به درخانه ی یک یک ایرانیان می برم تا آنان به تناسبِ عُلقه ای که به ما و شما و نظام دارند، چیزی در آن فرو بریزند. سرآخر، من این جام لبریز از نوشیدنی را برای شما باز می آورم. به این شرط که شما نیز بی تأمل شربت این جام را سربکشید. اگرچه در او شهد باشد یا شوکران. شوکران نوشیِ بزرگان که تنها برای دفنِ در کتاب های تاریخی نیست. درهمین نزدیکی ها، حضرت امام نیز برای به دربُردنِ کشوراز بلایی که برسرمردمان ما پرپر می زد آن را نوشید. پس چرا شما ننوشید؟

نوریزاد با اشاره به شعارهای آمریکا ستیزانه رهبر جمهوری اسلامی می نویسد: پرچم دشمنی با آمریکا تنها فایده ای که برای ما و شما داشته و دارد، درهمان کوفتن برسرمخالفان و منتقدان خودمان است. که: خاموش! ما درحال جنگ با آمریکاییم! از باب نمونه به این سخن خام و تکراری وزیر اطلاعات خودمان که اخیراً درقم و درارتباط با انتخابات اسفندماه آتی افاضه فرموده اند، توجه بفرمایید: «احیای مجدد فتنه برنامه جدی آمریکا علیه ایران است.» می دانید کارکرد همین یک جمله ی کوتاه در چیست؟ یعنی: هرکه به ابروی بالای چشم ما اشاره کند، آمریکایی است و ما خوب می دانیم با آنها چه بکنیم!

نوریزاد در ادامه سرنوشت دیکتاتورهای معدوم را برای رهبر جمهوری اسلامی بازگو می کند و می نویسد: من کاری به سرنوشت صدام و قذافی و رهبرانی همانند این دو ندارم، بلکه می گویم: رهبران لجوج و کج فهم و دیرفهمی چون صدام و قذافی، گرچه خود با خفت به دَرَک واصل شدند و ذخایر کشورشان را به تاراج اشقیا سپردند، اما همزمان مردمشان را، آری مردمشان را، درچشم مردمان جهان، حقیرو سرشکسته کردند. شما که قصد تحقیر و سرشکستگیِ ایرانیان ندارید؟ اگر می فرمایید: ” نخیر، قصد من فرا بردنِ شوکت و شأن و بهروزیِ مردمان ایران است”، می گویم: اگرهم قصد شما این بوده باشد، امروز، آری همین امروز، به برکت جمهوری اسلامی، یکی از حقیرترین مردمان جهان ما ایرانیان هستیم. اگر این ادعای مرا باور ندارید و نمی خواهید به حال و روز جاریِ مردم بنگرید، یک نگاهی به آمارهای جهانی بیاندازید تا بدانید جمهوری اسلامی ایران حتی از نظر اخلاقی درکجای جدول بداخلاقان و تربیت ناشدگان و ورشکستگان تاریخ لمیده است.

وی افزود: ما و شما هرچه توانستیم شعار پوک سردادیم و بی خیالِ مناسبات جاریِ دنیا، به همه پشت کردیم تا در خفا و بناگاه شعبده ای به اسم قدرت اتمی برآوریم و بُهت دنیا را برانگیزیم و دیگران را در برابر یک عمل انجام شده قرار دهیم و بشویم : یک قدرت اتمی! بله، این شدنی بود و هست. بفرض که ما همین اکنون به خیلِ کشورهای اتمیِ دنیا پیوسته ایم و سری میان سرها درآورده ایم. آیا نباید دراین روند کاذب و سطحی، به تعارض ویرانگری که بدان مبتلا شده ایم بیندیشیم؟ کدام تعارض؟ “از دست دادن وحدت ملی”! نکند با این تفسیرنادرست خود را بفریبیم که: اگر ما به انشقاق داخلی دچار شده ایم و بخش وسیعی از مردم خود را از دست داده ایم، باکی نیست، پول بی زبان نفت که هست، این خلأ را با پول نفت و قدرتِ ناشی از دستیابی به انرژی اتمی پرمی کنیم!

نوریزاد در ادامه با طرح این پرسش که چه کسی گفته ما مالکِ دار و ندار این سرزمینیم؟ که مرتب از کیسه ی دارایی های روبه اتمام مردم و نسل های بعدی خویش، برداریم و به دیگران ببخشیم و برای هرچه که خود می پسندیم خرج کنیم، خطاب به خامنه ای می نویسد: بیایید و جام زهری را که من برای شما تدارک دیده ام سربکشید و مردمان این سرزمین رها مانده را از سرگشتگی، و از غارت اغنیا ونوکیسه ها و پاسداران اسلحه به دست به در ببرید. جام زهرمن آمیخته ای از این عصاره هاست:

یک: قدر و اندازه ی خود را بدانیم و رسماً به سازمان های بین المللی اعلام کنیم از این پس ما به همه ی تعهدات معقول و منطبق با منافع ملی مان پایبندیم. تعهداتی که سایر کشورها آن را امضا کرده اند و هرگز نیز نگران فروپاشی خود نیستند.

دو: داستان دستیابی به انرژی هسته ای را بنحوی آبرومند و با بهره مندی از ظرفیت های معمول جهانی به سرانجام برسانیم. اگر قرار باشد به ما حمله کنند و نابودمان کنند، دانش نیم بند هسته ای به داد ما نخواهد رسید. پایه های برقراری ما اگر بر دل و فهم و همراهی مردمانمان جوش خورده باشد، هیچ قدرتی و هیچ بمبی ما را فرو نمی پاشد.

سه: سپاه را در ارتش ادغام کنیم و ارتش کشور را از این ریخت نامناسبی که از او پرداخته ایم به درآوریم. اگر این برای جناب شما مقدور نیست، حداقل از ورود سپاهیان به مواضع پولی و سیاسی و اطلاعاتی کشورجلوگیری کنید. اتکای شما به سپاهیان، برای شما اطمینان، و برای آنان حاشیه ی امن ایجاد کرده است. این حاشیه ی امن، آنچنان بلایی برسرمقدرات کشور آورده است که مگر جناب شما با سرکشیدن این جام زهر و با مجاهده ای به یاد ماندنی، بتوانید سرسپاهیان را از سفره ی بلعیدن اموال مردم پس بکشید.

چهار: یک نگاهی به جهان اطراف مان بیاندازیم. آخر چرا باید وهابی های عربستان سعودی به مردم معترض خود اجازه ی اعتراض بدهند و ما اما لجوجانه و البته ناشیانه، همه ی راههای نقد و اعتراض را که حق قانونی مردمان ماست، از آنان دریغ کنیم؟ این همه ترس از فریاد اعتراض مردم، اولین تعبیر بایسته اش، نابحق بودن خود ماست. به مردم اجازه بدهیم اعتراض کنند. فریاد بکشند. ما را با صراحت نقد کنند. اصلاً اجازه بدهیم خواستار سرنگونی ما باشند. مردم اگر امروز اجازه ی فریاد و اعتراض پیدا نکنند، فردا چشم به راه مجوز از دیوار بتنی وزارت کشور نخواهند ماند. اگر آنها امروز با ما به مسالمت سخن می گویند، فردا جور دیگر سخن خواهند گفت. آزادی را به صدا و سیما وسایر رسانه ها بازگردانید. اجازه بدهید مردم همه ی حرف های درگلو مانده ی خود را برسر ما و شما فرو بریزند. حرفشان که تمامی گرفت، حالا به میانه ی میدان بروید و به مردم بگویید: من همه حرف های شما را شنیدم و به تأسی از علی (ع) و به تأسی از دنیای عقل، آینده ی کشور را به تصمیم خود شما وامی نهم. اگر مرا بخواهید، می مانم و این باقیِ عمر را به جبران مافات می پردازم. وگرنه، این شما و این هرچه که اراده ی آن دارید.

پنج: با سازمان های بین المللی وارد گفتگو شویم و برای بازآوردن آبروی از دست رفته ی ایرانیان و حذف تحریم های جهانی همه ی همت خود را بکار بگیریم. خط قرمزهای بین المللی را رعایت کنیم. آنقدر از خود حسن نیت – ونه عجز- نشان بدهیم تا مجامع جهانی و مردمان جهان صداقت ما را باور کنند. دراین مجامع جهانی که عمدتاً تحت سیطره ی آمریکا و قدرت های برتر جهان اند، هنوز آنقدر انصاف و شرافت هست که بشود سرفرازی ایرانیان را از زیر دست وپایشان بیرون کشید.

شش: با آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی و دلجویی از آنان و از خانواده های آنان، فضا را برای انتخاباتی پرشور و بدور از حساسیت های امنیتی فراهم کنید و مجلس و دولت و دستگاه قضایی و شورای نگهبان و نظارت استصوابی و پاسداری از انقلاب را به عرصه ی “بازتعریف” هدایت فرمایید. در حقارتِ رفتارما و بد اخلاقیِ ممتدِ ما همین بس که ما پاکمردی چون مهندس “محمد توسلی” را قریب به یک ماه درزندان نگاه داشته ایم و یک خبرمختصر به خانواده اش نداده ایم که او کجا زندانی است و اساساً آیا زنده است یا مرده!؟ مهندس محمد توسلی، هموست که هم درسالهای پیش از انقلاب به زندان شقاوتِ شاه رفته، و هم بارها در سالهای پس از انقلاب به زندان اسلامیِ ما. همو که هم اکنون داماد فهیم و فرهیخته اش مهندس فرید طاهری و دختر بی گناهش لیلا توسلی زندانی عصبیت ما هستند. ما با این همه لجاجت و کینه توزی به کجای آداب مسلمانی چشم دوخته ایم؟

نسیم بهارعربی به دروازه های عربستان رسیده

جوانان سعودی شاهزاده ها را با “یوتیوب” دور زده اند

اشپیگل آنلاین ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی

از روزها پیش، عربستان سعودی در تلاطم است ـ تا کنون چهار نفر کشته و بسیاری مجروح گشته اند. حکومت (مثل همه حکومت های استبدادی دیگر و از جمله در جمهوری اسلامی) حدس می زند که در پس تظاهرات خونین دست های خارجی درکار باشد.

ریاض ـ در شورشی که از روز دوشنبه در بخش نفت خیز شرق عربستان در گرفته تا کنون 4 کشته داشته است. این خبری است که وزارت کشور عربستان روز پنجشنبه منتشر کرد. 9 تن دیگر نیز مجروح گشته اند، از جمله یک زن و دو مامور امنیتی.

در یکی از تظاهرات این منطقه، که اکثر ساکنان آن شیعه هستند، دو مرد جوان نیز به ضرب گلوله از پای در آمده اند. بنا به خبر منتشر شده از سوی وزارت کشور، دو ” تبهکار ناشناش” که در مراسم سوگواری برای یکی از شهدا، بسوی نیروهای امنیتی تیراندازی کردند، توسط نیروهای امنیتی به ضرب گلوله از پای در آمدند.

وزارت کشور عربستان سعودی مدعی است که ” شورش” حاصل ” نقشه خارجی” هاست. ناظران خارجی معتقدند منظور از “خارجی” رژیم شیعی ایران است. کشور سلطنتی عربستان سعودی که اکثر ساکنان آن سنی هستند، از مدت ها پیش ایران را متهم می کند به کوشش برای شورش اقلیت شیعی ساکن استان شرقی عربستان.

اما فعالانی که عکس ها و ویدئو های تظاهرات در منطقه العوامیه را منتشر کرده اند این ادعا را درست نمی دانند و خانواده سلطنتی را مقصر می دانند که موجب بالا گرفتن کار شده است. تظاهر کنندگان از ماهها پیش خواست خود را مطرح ساخته اند ولی خانواده سلطنتی واکنشی نشان نداده است.

معترضان در آغاز سال 2011، در تظاهرات خود خواستار آزادی زندانیانی شدند که پس از انفجار “خُبر” در سال 1996 دستگیر و زندانی شدند. در آن انفجار 19 سرباز آمریکائی در پایگاه هوائی آمریکا کشته شدند. تظاهر کنندگان به این اعتراض دارند که زندانیان از آن زمان تا کنون در زندان هستند بدون آن که دلیل آن روشن باشد، زیرا علیه آنها اعلام جرم نشده است.

در عربستان که بزرگترین منابع نفتی جهان در آن قرار دارد، تظاهرات ممنوع است. افزون بر این روزنامه نگاران نیز اجازه ندارند در منطقه نفت خیز شرق عربستان فعالیت آزاد داشته باشند.

اشپیگل آنلاین می نویسد: سه تن از فعالان عربستان سعودی در ویدئویی که ساخته و در ” یوتیوب” به نمایش گذاشته اند، نشان می دهند در کشور مییلیونرها مردمی هستند که نان شب ندارند. واکنش هراس زده دولت از انتشار این ویدئو سریع بود.

مردی جوان در خیابانی تنگ و کثیف ایستاده است. ساکن خانه های درب و داغان این خیابان کسانی هستند چون ابومنصور که با خانوده سیزده نفره خود در خانه ای بسیار کوچک زندگی می کند. این خانواده فقط یکبار در روز غذا می خورد، که آن هم اکثرا نان خالی است.

اشپیگل آنلاین می نویسد: در واقع تصاویر این ویدئوی 10 دقیقه ای غیر عادی نیستند. آنها فقر و فلاکتی را نشان می دهند که در بسیاری از کشور ها هست، اما ویژگی آنها در این است که از جائی می آیند که تا کنون عکسی یا ویدئویی از این دست در معرض دید جهانیان قرار نگرفته بود. این ویدئو که از 10 اکتبر در یوتیوب به نمایش گذاشته شد و از چند روز پیش زیر نویس انگلیسی هم به آن افزوده شده، ساخته دست سه تن از فعالان ویدئو ساز عربستان است : فراس بقنه، حُسام الناصر و خالد الرشید. آنها از ماه ژوئیه، رویهم پنج ویدئو با نام ” Mal3ob 3alena” ( ملعوب علینا ) در یوتیوب منتشر کرده اند. http://www.youtube.com/watch?v=SlSBqgW5xx0

بنظر می رسد که این ویدئوی آخر کاسه صبر دولت عربستان را لبریز کرده است. بنا به گزارش “گاردین” پس از انتشار آخرین ویدئو دولت عربستان هر سه تولید کننده را دستگیر کرده است. بنا بنوشته این روزنامه انگلیسی، سه تولید کننده پیشگفته از هفته پیش در زندان هستند.

این سه تولید کننده در فیلم های خود انگشت بر مسائلی نهاده اند که آشکارند و برای هر کس قابل دیدن، اما در عربستان حرف زدن از آنها ممنوع است، از جمله وضع بد خیابانها، کثافت ساحل دریا و افزایش قیمت ها. و حالا فقر مردم هم بر آنها اضافه شده است. آنطور که “فراس بقنه” خود در ویدئو می گوید این ها تصاویری هستند از ریاض پایتخت عربستان سعودی، از محله ای که فقط 5 کیلومتر تا مرکز شهر فاصله دارد. سازمان “ Saudi Civil and political Rights Association” ( ACPRA) سازمان حقوق مدنی و سیاسی سعودی به گاردین می گوید، اکثر مردم عربستان مسائلی را که در فیلم مطرح شده می شناسند. ولی این ویدیو خاری است در چشم دولتِ ملک عبدالله پادشاه مستبدعربستان سعودی که همین چند ماه پیش قوانین مطبوعاتی را تشدید کرد. طبق این قوانین هر نوشته ای که مغایر با علائق کشور باشد یا امنیت عمومی یا کشوری را با خطر مواجه سازد ممنوع است. این یک قانون بی در وپیکر است که دولت هرطور که بخواهد می تواند آنرا کش بدهد و با تفسیر دلبخواه خود مانع هرنوع اظهار نظری گردد که به مذاقش خوش نیاید.

” یو تیوّب ” یک کانال ویدئوئی است که مقر آن آمریکاست و موظف به اجرای قوانین مطبوعاتی عربستان سعودی نیست. این کانال در این بخش از جهان نیز تبدیل به وسیله ای برای اظهار نظر شده است، کاری که استفاده از آن برای فعالان ویدیوئی آمد ـ نیامد دارد: کشور های استبدادی، در موارد زیادی، خود یا تهیه کنندگان آنها ( پرووایدر) راه دست یابی به “یوتیوب” را مسدود می کنند، از جمله ایران، تونس و شیخ نشین ها. در این کشورها کسانی که انتقاد خود را از دولت هایشان در “یوتیوبّ” منتشر می کنند به کرات تحت پیگرد قرار می گیرند ــ در ماه مه، در عربستان خانمی به این دلیل دستگیر شد که تصویر خود را در حال رانندگی یک خود رو منتشر کرده بود. در فیلمی که سه تولید کننده دستگیر شده تولید کرده اند، فراس بقنه از سه خانواده فقیر در الجرادیه دیدن می کند، او با پیش نماز مسجدی گفتگو می کند که از خرید و فروش مواد مخدر و تنفروشی سخن می گوید. در این میان آماری منتشر شده حاکی از این که در سال 2009 تقریبا از هر چهار نفر اهالی عربستان سعودی، یک نفر فقیر بوده است ( 22 در صد از کل مردم عربستان) در باره این که این آمار از کجا بدست آمده اند سخنی گفته نمی شود. این ویدیو حرفه ای نیست، اما وحشت زده، از فقری پرده بر می دارد که در میهن فیلمساز وجود دارد و گوئی برای همه بی اهمیت است. فراس بنقه در پایان فیلم پیشنهاد هائی برای بهتر شدن وضع مطرح می کند و از سازمانهای امدادی تقاضا می کند. از محله بینوایان دیدن کنند. قرار است وبلاگی منتشر گردد و نشان دهد کدام بخش های شهر و کدام روستاها نیاز به کمک دارند.

از این ویدئو تا کنون 3.500.442 بار در یوتیوب باز دیده شده است. ویدیو را با زیرنویس انگلیسی هم می توان دید.

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,799689,00.html

20 بمب سنگر شکن اتمی تحویل ارتش امریکا شد!

هدایت به سمت هدف از طریق ماهواره

شرکت بوئینگ 20 بمب‌ ۱۴ تنی MOP را به نیروی هوایی آمریکا تحویل داد. این بمب‌ها قادرند درسنگرهای بتنی در عمق ۶۰ متری زمین نفوذ کنند و سپس کلاهک‌ آن‌ها منفجر شود. وزن کلاهک این بمب ها ۲ هزار و ۴۰۰ کیلو است. طول بمب بیش از ۶ متر و قطر آن ۸۰ سانتی‌متر است و بوسیله راهیاب‌های ماهواره‌ای به سمت هدف هدایت می‌شود.

«ملیندا مورگان» سخنگوی وزارت دفاع امریکا به خبرنگاران گفت:«ام او پی با هدف رسیدن به تاسیسات تولید سلاح‌های کشتارجمعی دشمنان ما و نابودکردن آن‌ها ساخته شده است.»

این بمب ها در منطقه ویژه آزمایش موشک‌ در «نیو مکزیکو» آزمایش شده اند و در کارخانه بوئینگ فانتوم که اختصاص به پروژه های محرمانه دارد تولید می‌شوند.

پیک نت 5 آذر

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: