بایگانی روزانه: دسامبر 5, 2011

مستند جنجالی فحشا در پشت حجاب در دو فیلم

نقد کاملی در مورد این فیلم در ادامه مطلب وجود داره که پیشنهاد میکنم بعد از مشاهده مستند ، اون رو مطالعه کنید و نظر خودتون رو در مورد این مستند بیان کنید …

نقد کامل فیلم :

فيلم ” فحـشا در پشت حجاب ” فيلمی مستند است و در رابطه با فـحشا در ايران ساخته شده است. سازنده فيلم در سفری به ايران و شهر خود شيراز، با فال فروشی آشنا ميشود و به خانه او ميرود، در خانه او با دو زن که به عنوان مستاجر در خانه سکونت دارند برخورد ميکند و اين دو زن شخصيت های اصلی اين فيلم را تشکيل ميدهند.

مينا ۲۰ و خورده ای سال دارد. ازدواج کرده بود و شوهرش معتاد بود و خود نيز توسط شوهر معتاد شد. همسر مينا به دليل قتل و فروش مواد مخدر دستگير ميشود و به ۳۵ سال زندان (ابد) محکوم ميشود و مينا مجبور ميشود برای امرار معاش خود و فرزندش به خيابان رو بياورد.

فريبا با مردی از خانواده ای تحصيل کرده آشنا ميشود و ازدواج ميکند. همسر فريبا معتاد ميشود و به زندان می افتد و فريبا طلاق ميگيرد و به همراه پسر کوچکش برای امرار معاش خود و فرزندش به فـحشا رو می آورد.

فيلم از خشونت تصفيه نشده ای در کلام و کردار برخوردار است. خشونتی که کارگردان مايل به تصفيه اش نيست و به واسطه آن زندگی پر اظطراب و بی اميد زنان خيابانی را به تصوير ميکشد.

فريبا و مينا گاه به وقت کار از بچه های هم نگاهداری ميکنند، اما پيش می آيد که فرزند خود رانيز به همراه ميبرند. در صحنه ای از فيلم فريبا را ميبينيم که با پسر ۴/۵ ساله اش در ماشينی سوار ميشود. کارگردان و دوربينش هم با صحبت با صاحب ماشين او را راضی ميکنند که همراه شوند و صاحب ماشين که ميشنود فيلم در مورد شرايط زن ايرانی است و در خارج از کشور پخش ميشود، اجازه ميدهد و ميگويد که: بگذار ببينند چه جهنمی از ايران ساخته شده است.

در اين صحنه ميبينم که چطور فريبا سر قيمت با مشتری چانه ميزند. به دليل بچه داشتن و کم سن نبودن و قيافه استثناعی نداشتنش تحقير ميشود و قيمتش پايين می آيد. دوربين در اينجا فريبا را با مشتری اش تنها ميگذارد، و بعدا فريبا تعريف ميکند که در همان پشت ماشين با مرد خوابيده است و بعد مرد او را چون زباله ای از ماشين بيرون انداخته، به طوری که خودش و فرزندش مجروح شده بودند.

دوربين وقتی که مينا و دو مرد همراه ميشوند، به همراهشان ميرود. مردها که چهره شان نمايش داده نميشود، او را به آپارتمان خود ميبرند و در حالی که يکی بچه را مشغول ميکند، ديگری با مينا به اتاقی ميروند. مينا که ابتدا با هر دو به قيمت نفری ۱۰ هزار تومان طی کرده است، پول درخواستی اش را نميگيرد و ناراحت منزل آنان را ترک ميکند.

فيلم به مسئله صيغه ميپردازد. دختری ۱۷ ساله که از حبيب فال فروش، فال ميخرد و قبول ميکند که صيغه او بشود. حبيب ۶۵ سال دارد و در دهات زن و بچه و نوه دارد. حبيب پولدار است و با هم بنزد روحانیی ميروند و روحانی صيغه را ميخواند. نگرانی روحانی بيشتر از بابت آن است که دخترک سر حبيب را کلاه نگذارد. به دختر نصيحت ميکند که پسران جوان بی پول و بی هدف هستند در حالی که حبيب مرد زندگی است. روحانی با تعارف هزينه جاری کردن صيغه را ميگيرد و حبيب به دختر ميگويد که اگر از او رضايت داشت او را عقد دائم می کند. در اين عقد صيغه روحانی هيچ گواهی پدر و يا حضور والدين دختر را تقاضا نميکند. دختر بعد از دو هفته با پولی که از حبيب گرفته، به شهر ديگری ميرود.

مينا هم” شوهر ” صيغه دارد. مرد نسبتا جوانی که او را کتک ميزند و بدنش را با تيزی ميبرد و مينا کبودی ها و بريدگی ها را به دوربين نشان ميدهد. مرد دخترک يک ساله مينا را هم کتک ميزند.

خشونت و عريانی کلام اين دو زن با زندگی ناگزير آن دو در هم آميخته است. نه زنان و نه کارگردان سعی در پنهان کردن اين خشونت و تصفيه آن ندارند، و چرا داشته باشند وقتی که اين خشونت، روزمره زندگی آنان است. در قسمتی از فيلم که در کليپ نمايش داده شده است، بحث ايشان در مورد وسايل جلوگيری از حاملگی و کاندوم های خارجی با طعم ميوه ميشنويم. در فيلم اين دو زن تنها در حضور مردان صيغه ايشان حجاب بر سر ميکشند.

فريبا و مينا هر دو معتاد هستند. و از پريشانی و پشيمانی خود بعد از رابطه جنسی با مردان مختلف و بعد از مصرف مواد حرف ميزنند.

حبيب به قصد صيغه فريبا پا پيش ميگذارد، فريبا روزنه ای برای خويش ميابد. دريچه ای به سوی رهايی از خيابان. تا زمانی که اتاق حبيب را دزد ميزند و حبيب فريبا را مقصر ميداند و صيغه انجام نميشود.

در پيشرفت فيلم متوجه ميشويم که فريبا غم بزرگی را حمل ميکند. دختر بچه ای دو ماهه داشته که شوهرش او را به قيمت ۲۵۰ هزار تومان ميفروشد. فريبا در بقچه ای هر آنچه متعلق به ” شيما ” بوده نگاه داری ميکند تا اگر روزی به او برخورد، به او بگويد که در فروش او بی تقصير بوده. خواهر فريبا در فيلم نمايان ميشود. او هم طلاق گرفته است و زندگی خود را با کار در دانشگاه ميگذراند. او در برخوردش با فريبا بسيار خشمگين است.

کارگردان همينجا اين دو زن را رها ميکند، و بعد از ۱۰ ماه دوباره به ايران و شيراز برميگردد. اما زنان ديگر در آن خانه زندگی نميکنند. پرسان پرسان، خانه مادر فريبا را ميابد. و فريبا را که به خانه او سر ميزند. فريبا اعتيادش را ترک کرده است. و صيغه مردی شده است که زن و بچه دارد. دوربين با فريبا همراه ميشود و به خانه او ميرود، فريبا از ديدن کيسه هايی که به در خانه آويزان است خوشحال ميشود. مدتی بعد مرد می آيد، فريبا در حالی که روسری را به سر ميکشد برای او توضيح ميدهد که کارگردان کيست و چه ميکند و بعد مورد پرسش مرد قرار ميگيرد: کجا بودی و کجا رفتی و چرا تلفن را جواب ندادی و چرا به من زنگ نزدی. فريبا تعريف ميکند که از ترس شک مرد از خانه بيرون نميرود چون روزی صد بار زنگ ميزند و اگر نباشد بايد جواب پس دهد. فريبا ميگويد که مرد او را فقط برای سـکس خودش ميخواهد و نه غير. او مجبور شده است بين فروش خود در خيابان و به مردان مختلف، با فروش خود به يک مرد مشخص و قبول بردگی جنسی برای يک نفر،بين پرفروشی و تک فروشی، يکی را انتخاب کند. اما او انتخاب ديگری که بتواند جسم و جانش را حفظ کند در اختيار ندارد. در اين انتخاب آزادی های خود را که در زندگی قبلی داشت از دست داده است و زندان مرد را برگزيده. به اين اميد که برای پسرش زندگی خوبی فراهم آورد و به اين اميد که دختر فروخته شده را روزگاری باز ببيند.

مينا به گفته فريبا، دختر کوچکش را نزد مادربزرگ پدری اش گذاشته و روانه شهر ديگری شده و ديگر از او خبر ی در دست نيست.

” فـحشا در پشت حجاب ” فيلمی سياه است. ناهيد پرشون در اين فيلم به آسيب پذير ترين قشر جامعه، زنان، پرداخته است. زنانی بدون تحصيلات و بدون تخصص که راه ديگری بجز فروش جسم خود برای کسب درآمدی جهت کسب مايحتاج روزانه ندارند. فيلم به عنوان يک برنامه مستند، به فـحشا، صيغه روی زنان، و اعتياد زنان ميپردازد. زندگی سياه و بی روزن زنانی که مورد سوء استفاده های جنسی پليس و صاحبان قدرت قرار ميگيرند تا بتوانند در جامعه ای که هيچ ارزشی ندارند و هيچ کس به فکر ايشان نيست، خود را زنده نگاه دارند و سقفی برای خود و فرزندانشان و غذايی در سفره تامين کنند. زنانی که توسط همسران و مردانِ زندگی شان به اعتياد کشيده ميشوند و رها ميشوند تا روی پاهای لرزان خود بايستند.

انتقاداتی که بر فيلم ميرود بسيار گسترده است، از غير تخصصی بودن نگاه کارگردان گرفته تا زير سوال بردن انگيزه او برای تهيه فيلمی اينچنين در مورد ايران، فيلمی که چهره ای ناپاک و غير آريايی از کشور گل و بلبل ما به دست ميدهد.

فيلم به سياه بودن متهم شده. چگونه ميشود چنين فيلمی را سفيد کرد. چگونه ميشود بر دهان دختر ۱۷ ساله ای که به همبستری با مردی ۶۵ ساله رضايت ميدهد خنده نشاند و در چشمان مبهوت او نور اميد روشن کرد؟ چگونه ميشود بر بريدگی های دست مينا مرهم گذاشت و چگونه ميشود فريبا را در انتخاب يکی از دو راهی که در اختيار دارد ملامت کرد؟

فيلم سياه است. نه از اميدی حرف ميزند و نه روزنی نشان ميدهد. کارگردان سعی ای در ساختن يک ” پايان خوش ” ندارد. اميدی نيست، روزنی وجود ندارد. سياهی ای که در اين فيلم با اين شفافی و بدون تصفيه های مرسوم نمايش داده ميشود سرنوشتی است برای بسياری از زنان کشور ما. سرنوشتی که ميتوانست از آن من باشد، از آن تو باشد…

مهشيد راستی

استکهلم، سوئد

 

Advertisements

تظاهرات جهانی جهت آزادی زندانیان سیاسی 5 نوامبر 2011

مراسم عزاداری درخبرگزاری فارس به صرف کوبیده و کوکاکولا

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

جرات میخواد اینجا آدم پیاده روی کنه!

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

مهاجرت دسته جمعی خرچنگ ها در جزیره کریسمس به معنای واقعی کلمه غیر قابل باور است. در این مهاجرت عظیم گروهی که بصورت فصلی صورت میگیرد طی 10 روز میلیون ها خرچنگ به سمت ساحل حرکت میکنند ناگفته نماند که در بین راه بسیاری از آنها در زیر چرخ ماشین ها و قطار نابود میشوند.

نویسنده رجا نیوز : وزارت خارجه را تسخیر کنید!

یک رسانه محافظه کار در ایران، در واکنش به انتقاد وزارت خارجه از تسخیر سفارت انگلیس توسط بسیج، خواستار تسخیر وزارت خارجه شد.

به گزارش ندای سبز آزادی، سایت «رجانیوز» در مطلبی تحت عنوان ««این وزارت‌خانه تسخیر می‌خواهد! » نوشت: وزارت امور خارجه، در مواقع حساس و عنداللزوم نتوانسته نقش خود را به خوبی ایفا کند. اکنون بعد از اعتراضات صورت گرفته در محل سفارت انگلستان، بهتر می توان در خصوص درستی یا نادرستی این ادعا اظهار نظر كرد؛ در حالی که اعتراض به انفعال وزارت امورخارجه در قبال سیاست‎های خصمانه کشورهای اروپایی به‌ويژه انگلستان، تنها یکی از چندین موردی است که عملکرد این وزارتخانه با پرسش جدی افکار عمومی روبروست.

رجانیوز افزود: در حالی که کشورهای متخاصم، هم در مقام بیان و هم در مقام عمل تندترین مواضع را بر ضد نظام اتخاذ می کنند، اقدامات و اظهارات مسئولان وزارت امور خارجه در بهترین حالت، از «محکوم کردن» و «تکذیب کردن» و صدور بیانیه فراتر نمی رود.

نویسنده این سایت افزوده است: حال باید به این پرسش پاسخ داد که مقصر به‌وجود آمدن وضع فعلی، دانشجویان انقلابی و دلسوز هستند یا وزارت امور خارجه ای که در اثر ضعف یا بی مسئولیتی، توان عمل به وظایف خود را ندارد؟ آیا اساسا انتظار اقدام قاطع و به‌موقع از وزارتخانه ای که فرزندان بسیاری از مدیران آن مشغول تحصیل و زندگی در کشورهای متخاصم با نظام اسلامی هستند، انتظاری منطقی و قابل قبول است؟ بهتر نیست که در این شرایط، بجای حمله به لانه روباه پیر، پیشانی دستگاه دیپلماسی کشور به تسخیر نیروهای انقلابی و مومن کشور در آمده و در یکی از مهم‌ترین وزارتخانه کشور، «طرحی نو» در انداخته شود؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: