بایگانی روزانه: ژانویه 24, 2012

تحریم ها، نفی حمله نیست مقدمات حمله نظامی است

رئیس جمهور فرانسه، در یکی از آخرین موضع گیری هایش در ارتباط با ایران، ضمن مخالف با مداخله نظامی علیه ایران، گفت: چنین اقدامی جز آغاز جنگی جدیدی در منطقه و نابودی کل خاور میانه و شاید هم جنگی درسطح جهان پیامد دیگری نخواهد داشت. اما، از طرف دیگر خواهان تحریم های نفتی و تحریم بانک مرکزی ایران در مبادلات بین المللی و در خواست از روسیه و چین برای پیوستن به این تحریم شد. او گفت که روسیه و چین برای نرفتن منطقه به کام جنگی تازه باید با اتحادیه اروپا در تحریم ایران شرکت کنند.

این سخنان به هیچ وجه پرهیز از جنگ و ویرانی نیست، بلکه با ذکر عواقب هولناک منطقه ای چنین جنگی، روسیه و چین را تهدید می کند که با امریکا و اروپا برای تحریم نفت و بانک مرکزی ایران همسو شوند. در حقیقت او می گوید: اگر همراه نشوید، علیه ایران حمله خواهیم کرد و ویرانی بزرگ را ببار خواهیم آورد و شما نیز ضرر خواهید کرد. حرف او اینست!

همین نکته را روزنامه «اومانیته» ارگان مرکزی حزب کمونیست فرانسه، در چارچوب طرح دولت فرانسه برای جلوگیری از پیروزی «چپ» در انتخابات ریاست جمهوری این کشور مطرح کرده و نوشته است که سرکوزی در تدارک برافروختن جنگ علیه ایران است تا بازی انتخاباتی کنونی در فرانسه را بهم بزند!

در واقع نیز، تحریم ها، که طی سالهای اخیر گام به گام جلو برده شده، بموجب موارد مشابه، از جمله عراق و لیبی و افغانستان و… مقدمات حمله نظامی به ایران است نه جدا از حمله نظامی به ایران و یا اجتناب از حمله نظامی به ایران. این آن نکته ایست که مخالفان حمله نظامی به ایران، یا آن را درک نمی کنند و یا درک می کنند و آگاه اند اما ترجیح میدهد درباره آن به دو دلیل سکوت کنند. نخست این که حمایت از حمله نظامی به ایران چنان قبیح و ضد ملی است که صلاح خود نمی دانند از آن حمایت کنند، و دوم این که میدانند این تحریم ها به همان سمت و مطلوب آنها پیش می رود، دیگر چرا عجله کنند و از حمله دفاع کنند؟ حمایت از همه تحریم ها، خود به معنای همان حمایت از حمله است. دراین میان، حاکمیت جمهوری اسلامی نیز بخشی آگاهانه زمینه ساز تحریم و در انتظار بهره گیری از حمله به ایران به امید حذف رقبای سیاسی و معامله با امریکا و اروپاست و بخشی خوش باورانه، تصور کرده پرچمدار سیاستی اتمی و نظامی است که در صورت پیروزی این سیاست، قدرت را انحصاری خود خواهد کرد. درهر دو گروه، هستند دست های پنهان خارجی که این توطئه ویرانگر را تا لحظه ای پیش می برند که دزد سوم وارد میدان شده و ایران تکه پاره را برای ایرانی ها باقی بگذارد. یعنی ایران موزائیکی شده، با ویرانی ساختارهای اقتصادی که با پول نفت و مالیات و زحمت مردم ایران طی یکصد سال اخیر بدست آمده است. ایرانی درگیر جنگی خانگی، که صلحی در افق آن نیست. چنان که در افغانستان نیست، درعراق نیست، در یوگسلاوی همچنان نیست…. به همین دلیل است، که هر روز تاخیردرتغییر سیاست های نظامی حاکم در جمهوری اسلامی، یک گام به سوی فاجعه است!

پیک نت 3 بهمن

 

واکنش شدید بازار به تغییرات ارز : بالا رفتن بیشتر هزینه زندگی

خبرگزاری مهر : رسیدن قیمت ارز به بالای 2000 تومان و سکوت قابل تامل دولت در این رابطه، پس‌لرزه‌های این زلزله بزرگ در اقتصاد ایران را کم کم در حال نمایان کردن دارد و سرگردانی را در بازار کالاها به خصوص کالاهای اساسی به دنبال داشته است.

به گزارش مهر، بالاخره اتفاقی که نباید می‌افتاد، در بازار ارز ایران رخ داد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که قیمت دلار در بازار آزاد از مرز 2000 تومان عبور کند. این اولین باری است که نرخ دلار در این سطح می‌ایستد اما زلزله تنها در چهارراه استانبول نیست، بلکه پس‌لرزه‌های آن، بازارهای مختلف کالایی و خدماتی را یکی پس از دیگری در هم می‌نوردد.

حال این مردم هستند که به دلیل بی‌ثباتی در بازار ارز، دلهره و نگرانی‌هایشان هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. در مقابل، مسئولان نیز ترجیح داده‌اند سکوت کنند تا اینکه وارد گود شده و بحران را مدیریت کنند. این دلهره‌ها البته به لایه‌های میانی بازار هم سرایت کرده است و هر روز، پدیده‌های جدیدی در بازار نمایان می‌شود.

هم اکنون، بازار با وضعیت نابسامانی مواجه شده؛ به نحوی که حتی این روزها پیمان شکنی یکی از رسوماتی است که در میان برخی کاسبان مرسوم شده و متاسفانه نوسانات ارزی، اخلاق کسب و کار را از یاد برخی‌ها برده است. البته وقتی که مسبب اصلی بروز چنین رفتاری در بازار مرور می‌شود، شاید برخی‌ها به همین کاسبان به اصطلاح بی‌اخلاق حق دهند که نوسانات ارزی سبب شده است که چنین رفتاری بروز و ظهور یابد.

اطلاعات دریافتی خبرنگار مهر از برخی خرید و فروش‌های این روزهای بازار عمده‌فروشی کالا در تهران نشانگر این است که اگرچه برخی خریداران با نوسانات نرخ ارز در هفته‌های گذشته به بازار مراجعه کرده و با درک نگرانی از آینده بازار سفارش خریدهای کلی را داده‌اند، پیش‌پرداخت ارایه کرده‌اند و حتی قراردادهایی را نیز برای تحویل به موقع کالا به امضا رسانده‌اند، اما تماس‌هایی را در روزهای اخیر دریافت داشته‌اند که حکایت از عدم امتناع فروشنده از عرضه به موقع کالا دارد.

این امر نگرانی‌هایی را در بازار به دنبال داشته است. یکی از خریداران عمده‌ای که دچار چنین معضلی شده است، می‌گوید: با نوسانات نرخ ارز به بازار مراجعه کرده و سفارشات کلی را حداقل برای رفع نیاز در شش ماه آینده به فروشنده‌ای که به عرضه کالا به صورت عمده می‌پردازد، ارایه کردم. حتی پیش‌پرداخت هم ارایه شده و قرارداد مکتوبی نیز به امضای مسئول فروش دریافت کرده‌ام.

وی می‌افزاید: در روزهای گذشته تماسی از سوی وی داشتم مبنی بر اینکه تحویل کالا در مدت زمان سه ماه انجام خواهد شد، در حالی که قرارداد ما برای تحویل کالا در دو هفته آینده بود. البته طبیعی است چرا که نوسانات شدید نرخ ارز این نگرانی را ایجاد کرده است که مبادا کالا به قیمت ارزان فروخته شود و عمده‌فروش نتواند تامین کالا را از تولیدکنندگان داشته باشد.

او می‌گوید: بعد از این تماس، روز گذشته تماسی دریافت کرده‌ام مبنی بر اینکه فروشنده از عرضه کالای مورد قرارداد امتناع می‌کند و حتی به صراحت اعلام می‌کند که قصد فروش کالا را حداقل در هفته‌های آینده ندارد.

یکی دیگر از خریدارانی که با چنین معضلی مواجه شده است، می‌گوید: وضعیت بازار بسیار آشفته‌تر از آن چیزی است که گزارش می‌شود. وضعیت به گونه‌ای است که فروشنده این اطمینان را به بازار ندارد که بتواند حتی کالاهای مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان دریافت کند؛ چراکه برخی از آنها با نوسانات نرخ ارز، اعلام می کنند که هزینه‌هایشان افزایش یافته و متاسفانه تولیداتشان کاهش یافته است. از عرضه کالاهای انباری هم خودداری می‌کنند، چراکه آینده بازار خود را نمی‌دانند.

وی می‌گوید: البته برخی تولیدکنندگان نیز خودسرانه افزایش قیمت داده‌اند و حتی این قیمت را بر روی بدنه کالاها نیز ثبت کرده‌اند؛ در مقابل وقتی اعتراضی هم می‌شنوند اعلام می‌کنند که سازمان حمایت برخورد کند؛ چاره‌ای نیست. هزینه‌ها افزایش یافته است.

به هرحال، این اوضاع بازاری است که آشفته‌بازار ارز برای اقتصاد ایران فراهم کرده است و به نظر می‌رسد اوضاع به سختی قابل کنترل است و دولت باید هرچه سریعتر بدون اقدامات دستوری، وضعیت ارز را به نحوی به ثبات برساند که بازار بتواند خود را بازیابد.

آمریکا بانک تجارت ایران را تحریم کرد

بی بی سی : وزارت خزانه‌داری آمریکا بانک تجارت ایران را در فهرست بانک‌های تحریم شده خود قرار داد.

این وزارت خانه با صدور اطلاعیه‌ای علت این تصمیم را اقدام بانک تجارت ایران در ارائه خدمات اقتصادی به شماری از بانک‌ها و شرکت‌های دیگر ایرانی عنوان کرده است. بانک‌ها و شرکت‌هایی که به گفته این وزارتخانه، پیشتر به خاطر دست داشتن در فعالیت‌های ایران در زمینه «سلاح‌های کشتار جمعی» تحریم شده بودند.

در بخش دیگری از این اطلاعیه، بانک تجارت به مشارکت مستقیم در برنامه هسته‌ای ایران نیز متهم شده و به عنوان نمونه، به جابه‌جایی ده‌ها میلیون دلار در سال ۲۰۱۱، برای سازمان انرژی اتمی ایران متهم شده است.

با احتساب بانک تجارت، در مجموع ۲۳ نهاد اقتصادی ایرانی، از جمله چهار بانک اصلی دولتی در ایران، توسط ایالات متحده آمریکا تحریم شده اند.

تبعات احتمالی

علاوه بر ارائه خدمات ارزی به بخش‌های مهمی از اقتصاد ایران، از جمله شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، آن طور که چند مقام دیپلماتیک به خبرنگار بی بی سی فارسی در نیویورک گفته‌اند، حتی سفارت‌خانه‌های خارجی در تهران برای تامین هزینه‌های خود از بانک تجارت استفاده می‌کردند و با اعمال این تحریم، برخی از آنها ممکن است ناچار شوند برای تامین هزینه‌های خود، وجه نقد به ایران وارد کنند.

بر اساس اطلاعیه وزارت خزانه‌داری آمریکا، بانک تجارت ایران علاوه بر داشتن ۲۰۰۰ شعبه در سراسر ایران، در پاریس و دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، نیز شعبه دارد.

بانک Trade Capital در مینسک، پایتخت بلاروس نیز به بانک تجارت تعلق دارد.

احمدی‌نژاد : به رهبر نامه داده بودند که موسوی پیروز می‌شود

دیگربان digarban : محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد محافظه‌کاران منتقد وی در نامه‌ای به علی خامنه‌ای از شکست او در انتخابات سال ۸۸ و پیروزی میرحسین موسوی خبر داده بودند.

آقای احمدی‌نژاد این مطلب را ۱۲ آبان امسال در جمع گروهی از حامیان خود بیان کرده که متن کامل این اظهارات روز دوشنبه (سوم بهمن) در سایت «رها‌پرس» نزدیک به دولت دهم منتشر شده است.

رئیس دولت دهم در این نشست به حامیان خود گفته که غلامحسین محسنی اژه‌ای٬ وزیر وقت اطلاعات نیز به وی در مورد شکست در انتخابات سال ۸۸ هشدار داده بود.

احمدی‌نژاد اظهار کرده که محسنی اژه‌ای پیش از انتخابات «گفت شما نمی‌توانید، این‌ها {حامیان موسوی} همه جا را گرفته‌اند و میدان دست آنهاست و من هم گفتم در انتخابات برنده خواهم شد.»

رئیس دولت دهم افزوده در این دیدار به وزیر وقت اطلاعات گفته است: «من انتحاری به خط می‌زنم، هنوز فرصت داریم و مناظره‌ها نیز باقی مانده است که در مناظره‌ها کار را تمام می‌کنم.»

از گفته‌های محمود احمدی‌نژاد چنین بر‌می‌آید که وی نیز یک هفته پیش از برگزاری انتخابات سال ۸۸ از پیشتازی میرحسین موسوی آگاه بوده و مدعی است طی این مدت کوتاه و آن‌هم در مناظره‌ها توانسته نتیجه را به سود خود تمام کند.

احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود بدون آنکه اشاره‌ای به جریان محافظه‌کاران کند٬ گفته که «قبل از انتخابات ۸۸ آنها گفته بودند اگر این دولت دوباره رای بیاورد، ما دیگر نمی‌توانیم در این مملکت کاری انجام بدهیم.»

رئیس دولت دهم افزوده است: «برخی خودشان را آماده تبریک به موسوی کرده بودند. این‌ها خودشان تمام حیثیتشان از جریان اصولگرا بود٬ اما تبریک را به نامزد اصلاح‌طلبان می‌گفتند.»

منظور احمدی‌نژاد از این دسته از محافظه‌کاران به طور مشخص علی لاریجانی٬ رئیس مجلس است که شامگاه ۲۲ خرداد در پیامی پیروزی موسوی در انتخابات را به وی تبریک گفته بود.

این نوشته در سایت خزعلی حکم نابودی اش را داشت!

 درود و خسته نباشید به شما زحمتکشان پیک نت- این مطلب یکی از مطالبی است که دکتر خزعلی در سایتش منتشر نکرد و البته اکنون توسط دوستانش منتشر شده و درخواستم از شما انتشار آن است. من خودم این مطلب را به صورت کامل از دکتر شنیدم

 با سپاس مهرداد . ا

 

 

پستی منتشر نشده از وبسایت هک شده ی دکتر مهدی خزعلی

 

 

پنجشنبه چند هفته پیش مقام رهبری درمراسم تحلیف فارغ التحصیلان دانشکده افسری ضمن حمله لفظی به «امریکا و سگ نگهبانش در منطقه یعنی اسرائیل» وعده مقابله ایران با تهدیدات امریکا با مشت آهنین ملت ایران را دادند.

من از طرف خودم می گویم و کاری با دیگران ندارم، حضرت آقا! آنزمان که ما داوطلبانه و با عشق شهادت به جبهه ها می رفتیم امامی بود که به اذعان دوست و دشمن تنها ملاکش حق بود و تکلیف، و در این راه ملاحظه احدی را نمی کرد و با خطای نزدیکترین یارانش برخورد می کرد و هوای نفس و شیطان درون را مغلوب روح الهی خود کرده بود.

آیا اکنون نیز چنین است؟ آیا اثری از کینه سال های  ماضی در رفتار اخیر شما نیست؟ همان سالهایی که مهندس موسوی تحت حمایت قاطع امام بود؟

آیا احمدی نژاد، لشکر منحرفین، اختلاسگران، نا اهلان و نامحرمان حاضر در حکومت که تنها دلیل بقایشان اعلام حمایت و نزدیکی مواضع آنها به رهبری می باشد و رفتنشان سبب رفتن آبروی رهبر می شود، با همان سرنوشت قائم مقام رهبری در زمان امام رفتند، یا با خیل اسناد دزدی ها و رانت خواریها و… از مسئولین صدر تا ذیل حکومت برای خود دژی غیر قابل تسخیر ساخته اند؟

آیا ما شهامتی مانند شهامت امام راحل را امروزه در رهبرمان شاهدیم که آبروی خود را با خدا معامله نمود و جام زهر پایان جنگ را نوشید و آبرویی ابدی یافت؟

آیا پس از جنگ به وصایای امام عمل کردید و مسئولین را از اهل درد و جبهه انتخاب کردید یا احمدی نژادها و رحیمی ها و مشایی ها که حتی یکروز سابقه جبهه ندارند شدند عزیز کرده شما و رزمندگان و خانواده شهدایی مثل حاج داود کریمی و  باکری ها و همت ها آماج حمله و بی حرمتی قرار گرفتند؟

بنده بعنوان یک رزمنده و از خانواده شهید زمان جنگ، شاهد له شدن بسیاری از دوستان جبهه و جنگ خود در زیر چرخ های زندگی پس از جنگ بوده و هستم، در حالیکه مگر قرار نبود نگذارید آنها در کوچه پس کوچه های زندگی روزمره گم شوند؟

آیا قرار بود پس از جنگ به اینجا برسیم؟ که پس از 23 سال هریک از مسئولین از روحانی و مکلا بواسطه بودن در دایره قدرت کارخانه ای و صدها هکتار زمین و امتیازی و … را در پرونده خود داشته باشند؟

برای اینکه نگویید غیر مستند میگویم لاستیک دنا و لنج های جنوب و سلطان شکر و جنگل های شمال و معادن سنگ دهبید و زمین های ورامین و سوآپ نفت و اختلاس 3000 میلیارد تومانی و 1000 میلیارد تومانی وخانه فاطمی و …را نام می برم که یکفی بالاشاره.

وقتی فرزندان رزمندگان دیروز را به جرم سوال از حق و رایشان در کهریزک و خیابان، آماج داغ و درفش و گلوله و ظلم کردند و حتی اوین منزلگاه رزمندگان دیروز شده چطور توقع دارید ملت ایران مشت آهنین شما در ماجراجویی های جهانی باشند؟

امام می گفتند «ما در سراسر جهان بر ظالم می تازیم و از مظلوم دفاع می کنیم » اما امروزه ما می بینیم بر عکس  ازحکومت سوریه که بیش از 3500 نفر از مردم بیگناه خود را کشته است حمایت می شود! و در رسانه های ایران کشتگان بی دفاع را تروریست می نامند.

اگر روی احمدی نژاد و فرزندانش و سایر مسئولین – که روزهای جنگ در سوراخ موش پنهان بودند و  امروزه خبر گرین کارت و دربدر دنبال اقامت کانادا بودنشان می رسد – و یا امثال سرداران نقدی و فیروز آبادی برای مقابله با دشمنان حساب کرده اید بهتر است فکر دیگری بکنید که نوشیدن این جام زهر به سال نخواهد رسید.

ولی اگر روی بسیجیان سرد و گرم روزگار چشیده ای چون ما و فرزندانمان حساب کرده اید باید بگویم:  «آقا ما نیستیم».

* جناب آقای دکتر خزعلی؛ با سلام، اگر مصلحت می دانید در سایت منتشر شود.

یک بسیجی دفاع مقدس(بسیجی سبز)

 1390/9/18

 

 

 

 

…………………………………. پاسخ:

سلام برادر بسیجی ام؛ خسته نباشی!

نامه ات به دلم نشست، آن را منتشر می کنم، می خواهم به مسئولین محترم  عرض کنم: » روی من هم حساب نکنید! «

 

نوبتی هم باشد، نوبت رؤسای قوای سه گانه است، برادران پنجگانه لاریجانی، آقایان و آقازاده ها و همه کسانی که در  دوران سخت جنگ – زمانی که برادران ما در خاک و خون می  غلتیدند- به ریاست و سیاست مشغول بودند و بعد از جنگ هم به انباشت ثروت همت گماشتند، باید برای دفاع از اندوخته هایشان به جنگ بروند!

 

مثلاً همین آقا محمد جواد لاریجانی، بخشی از خاک ایران را در مالکیت خود دارد، همان مزرعه شتر مرغ را می گویم، می خواهید فرزند من برای دفاع از کشور پهناور ایشان و شترمرغ های معظم، شهید شود!  نه، نوبتی هم باشد، اینبار ما می مانیم  و آقایان بروند و بجنگند! بس است روی تخم شترمرغ نشستن!

 

البته بعضی ها (که نامشان را نمی آورم….)آنقدر خورده و چاق و فربه شده اند که فقط به کار کیسه شن و سنگر می آیند، باور کنید توپ مستقیم هم به آنها کارگر نیست، اصلاً چاشنی توپ در این کوه دنبه عمل نمی  کند، اگر او را روی مین منور بیاندازید، در جا منور خفه می شود، مگر بوی پیه دنبه، دشمنان را از خواب بیدار کند! و ماسک شیمیایی بزنند!

 

خدمت برادران لاریجانی عرض می کنم، اینها نقد دورانی است که مملکت ما درگیر حمله دشمن بود، اگر ایستادگی مردانِ مرد نبود، فاجعه دردناک  بعضی شهرها و روستاهای مرزی به خانه شما هم می رسید!  شاید امروز فرزندتان را «جاسم ابن ابیه» می خواندید، امروز اگر در کنار خانواده ات هستی و ناموست از تعرض مصون مانده اند، مدیون قریب یک میلیون شهید و جانباز می باشی، آن روز کنار نشسته، نظاره کردید و ریاست!  و امروز همان دلاوران را به حبس می افکنید، چرا که بر فساد شوریده اند!

 

اینها را حمل بر اهانت نفرمایید و برایش جرم نتراشید، من هنوز هم در مورد شما صبوری پیشه کرده ام، اما روزی که ظلم افزون بر تحمل شد، فریاد خواهم زد وناگفته های زیادی برای مردم دارم، از روستای پردمه (زادگاهتان) شروع کنم؟ از تاریخ آن دیار و حسب و نسب و تبارش؟!  یا از نجف اشرف و تقریرات درس آقا ضیا، بیچاره عموی بزرگ ما که تقریراتش به نام والد معظم شما منتشر شد! از این که در انقلاب میرزا هاشم و فرزندانش تا مسجد محل هم راهپیمایی نکردند، بگویم؟ از این که وقتی پدر من با 11 تن از مدرسین حوزه،  امام را به عنوان مرجع معرفی  کردند و خبرش را به والد معظم شما رساندند، در حضور شاگردان گفت: » جنایت کردند، خیانت کردند به اسلام! »  از امام بگویم که در حضور تنی چند از مسئولان روحانی، پس از مصاحبه آقا جواد در باره سلمان رشدی، در مورد میرزا هاشم و فرزندانش چه فرمود! خود بهتر می دانید! …. الباقی بماند برای بعد، اگر بنا باشد میرزا هاشم و فرزندانش را نقد کنم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود!

 

آقای لاریجانی؛ بس کنید، این بسیجی خیبر از بزرگتر از شما هم نمی هراسد! هر روز به بهانه ای واهی احضاریه ای می فرستید، برای یک اتهام «اهانت به مسئولین» هفت پرونده تشکیل داده اید، و حقوقدانان و وکلاء متفق القولند که یک مصداق اهانت هم پیدا نمی کنید، اینکه مسئولین خود را تافته جدا بافته می دانند و به فرموده بازپرس حاجی محمدی که می گفت: «شان برخی آنقدر بالا است که گاهی سکوت تو هم اهانت است ! »  برای خود  شأن والا نتراشید، دهان ها را ندوزید و قلم ها را نشکنید.

 

این که بگوییم «شما رنگ جبهه را ندیده اید»  اهانت است؟  این که بگوییم » شما در انقلاب تا مسجد محل هم راهپیمایی نکردید» اهانت است؟ قصه های پدرشما  و عموی ما، روستای زادگاه و حکایت تاریخ انقلاب، اهانت است؟    فقط سر بسته بگویم، پای مبارک از کفش این بسیجی در آورید، برایتان خیلی گشاد است، لق می زند! به کار خود بپردازید، آبروی خود نبرید و  زحمت ما زیاد نکنید!

 

بازی  احضار مکرر را تمام کنید، بگذارید به کارمان برسیم!  هنوز پرونده نخست در 500 صفحه ( البته من بر این باورم که همین حجم هم از پرونده حذف شده است! که باید رسیدگی شود و معاقبه) در دست رسیدگی است که 4 پرونده دیگر برای قاضی ارسال می فرمایید، هنوز ما را برای ابلاغ کیفرخواست پنج پرونده نخواسته اند که ششمی منجر به قرار می شود هنوز امضای قرار پرونده ششم خشک نشده، احضاریه برای پرونده هفتم ارسال می فرمایید! و لابد قرار هفتمی هم در راه است، دیگر از موش و گربه بازی تان خسته شده ام، بارها با خود گفته ام، بسیجی؛ به قلب سپاه بزن!  ریشه این فتنه را دریاب! اما باز به مولایم علی اقتدا کرده و خار  در چشم و استخوان در گلو صبر پیشه کرده ام!  اما صبر هم حدی دارد! آنقدر حلقه را تنگ نکنید که به حادثه عاشورا بیانجامد، اگر یزید به وصیت پدرش در باره حسین(علیه السلام) عمل می کرد، عاشورایی به وقوع نمی پیوست!

 

این درد دل من بود، حال خود دانید، خواه از کلام من پند گیر و خواه ملال!

مهدی خزعلی /  1390/9/18

پیک نت 3 بهمن

 
 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: