بایگانی روزانه: فوریه 1, 2012

حبس در جمهوری اسلامی: اینجا آخر دنیاست

رادیو فردا، مجید محمدی: در سوگناک و وحشتناک بودن تجربهٔ زندان در ایران برای زندانیان سیاسی/عقیدتی تردیدی وجود ندارد. اما پرسش تامل‌برانگیز آن است که زندان ولی فقیه در درازمدت چه تاثیری بر زندانی سیاسی/عقیدتی می‌گذارد؟ آیا در نحوهٔ برخورد وی با حکومت یا نگرش به زندگی یا نوع مواجهه با جامعه پس از آزادی نیز تاثیری می‌گذارد؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونه؟

زندانیان سیاسی در خاطرات و نوشته‌های زندان خود همه از تاثیرگذاری روز‌ها یا سال‌های زندان بر خود سخن گفته‌اند. لابه‌لای سخنان آنان می‌توان برخی از انواع این تاثیرات را یافت.

گرفتن‌ها و دادن‌ها

داریوش اقبالی در مورد تجربهٔ زندان برای خود به عنوان هنرمند و آن چه زندان به او داد و آن چه از او گرفت می‌گوید: «در زندان اینو یاد گرفتم که کجا دارم زندگی می‌کنم…جایی که به خاطر شعر به خاطر ترانه آدمو زندانی می‌کنند. لحظه‌های خوب استودیو در زندان از من گرفته شد، یعنی الان برای این که ضبط کنم باید جلسات مختلف برم تو استودیو تا اون حس شعر در …وجودم باشه تا اینو بیان کنم ولی قبل از این که به زندان بیفتم … می‌رفتم در استودیو جلو میکروفون ظرف نیم ساعت با تصویری که برای خودم درست می‌کردم آهنگو می‌خوندم. موقعی هم که بازجو برگشت به من گفت ببین یادت نره من می‌رم…مثل عقاب بالا سرت هستم. نمی‌تونی جایی تکون بخوری… ولی گفتم شما یادتون باشه با من چکار کردین. از من یه چیزی گرفتین که اون تصویرو گرفتین ولی یاد دادین در کدام سرزمین دارم زندگی می‌کنم.» (برنامهٔ «به عبارت دیگر» بی‌بی‌سی فارسی، دسامبر ۲۰۱۱)

بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی حتی آنها که به خارج مهاجرت کرده‌اند تا سال‌ها وجود آن عقاب را احساس می‌کنند و این احساس آنها را از بیان راحت و بی‌دغدغهٔ باور‌ها و دغدغه‌های‌شان باز می‌دارد. یکی از علل عدم بیان خاطرات زندان توسط برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی همراه داشتن احساس آن عقاب بالای سر یا چیزی شبیه به آن است که در دوره‌ای نشان داده کاملا واقعی است و هر لحظه ممکن است به شکار طعمهٔ خود بپردازد.

تداوم درد

زندانیان سیاسی و عقیدتی که پایشان به زندان ولی فقیه باز شده باشد تا سال‌ها هنگامی که به شکنجه‌های زندان فکر کنند‌‌ همان رنج‌ها برای آنها بازآفرینی می‌شود. کیانوری در نامهٔ خود به خامنه‌ای در مورد همسرش مریم فیروز می‌گوید: «همسرم مریم را آن قدر شلاق زدند که هنوز پس از ۷ سال، شب هنگام خوابیدن کف پا‌هایش درد می‌‌کند.»

زندانی سیاسی دیگر، شیوا محبوبی، می‌گوید: «طوری که می‌زدند وقتی همین حالا که چشمامو می‌بندم دقیقا دردش رو روی انگشتای پام حس می‌کنم. وسط کف پام می‌زدند انگار که یک جریان برق از توی بدن آدم رد می‌شد.» (سایت یوتیوب)

فراموشی

سال‌های زندان برای زندانیان سیاسی و عقیدتی آن قدر رنج‌آورند که بسیاری از زندانیان پس از خلاصی و حتی قرار گرفتن در محیط امن و بدون امکان بازگشت دوباره به زندان یا سر و کار یافتن با زندانبانان یا بازجویان قبلی سال‌ها نمی‌خواهند در باب آن سخن بگویند. فعالان حقوق بشر همیشه در پی افکندن نوری بر تاریکی‌های درون زندان‌هایند و مشتاقند زندانیان سیاسی و عقیدتی از تجربه‌های خود در زندان سخن بگویند. این خواسته در بسیاری از موارد با سد نیاز به فراموشی تحقیر‌ها، شدائد، رنج‌ها و ناملایمات زندان برای زندانی و هم‌بند‌هایش مواجه می‌شود. اندک‌اند زندانیانی مانند ایرج مصداقی (مثلا در نامه به محمد نوری‌زاد) که در نوشته‌هایشان با جزئیات بیشتری به موارد نقض ابتدایی‌ترین حقوق زندانیان اشاره کرده باشند.

یادمان می‌رود

بخشی از نیاز به فراموشی بازمی‌گردد به خشونت و تحقیر عیان و گسترده‌ای که افراد در دوره‌هایی کوتاه علیه خود و دیگر زندانیان تجربه می‌کنند و بخشی دیگر به تجربهٔ بازجویی‌ها و اعترافات که در آنها زندانی را مجبور می‌کنند علیه خود عمل کند. این فراموشی ممکن است به کوچک‌ترین بخش‌های حافظه نیز تسری پیدا کند، مثل این که ساده‌ترین و دم دستی‌ترین نام‌ها و شماره تلفن‌ها نیز فراموش شوند: «اوایل فکر می‌کردم دچار مشکل خاصی شده‌ام، اما به نظر می‌رسد بقیه هم دچار این معضل شده‌اند. گاهی اسامی یادمان می‌رود، واژه‌هایی که قبلا و هر روز استفاده می‌کردیم، حالا به زحمت از زبان خارج می‌شود. بعضی وقت‌ها برای پیدا کردن یک کلمه و اصطلاح هرچه فکر می‌کنیم، کمتر موفق می‌شویم. بعد به یک باره بی‌هیچ دلیلی آن اسم یا هرچه که بوده، یادت می‌آید، اما معمولا این اتفاق خیلی دیر می‌افتد، یعنی زمانی که دیگر نیازی به آن نداری. همین چند روز پیش شماره تلفن برادرم را فراموش کردم. حتی به خاطر نمی‌آوردم که آن را کجا نوشته‌ام.» (نامه بهمن احمدی امویی از زندان به همسرش، گویا، ۱۰ بهمن ۱۳۹۰)

علیه خود عمل کردن و دوگانگی‌های ناشی از آن و برهم ریختن فضای احساسی و ذهنی زندانی سال‌ها احساسات و خرد وی را به چالش می‌گیرد. او از یک سو بدین کار مجبور بوده و برای حرف‌ها یا اقداماتش توجیهاتی دارد و از سوی دیگر خود را ممکن است برای ورود به آن فرایند ملامت کند.

کابوس

زندانبانان و بازجویان برای ترساندن زندانی ممکن است وی را در قبر بگذارند یا زمان اعدام احتمالی‌اش را به وی بگویند یا وی را به اعدام تهدید کنند یا صحنهٔ اعدام را برای او به اجرا در بیاورند بدون آن که وی را بکشند. همچنین زندانی سیاسی ممکن است با خطر اعدام هم‌بندان خود یا دیگر زندانیان سیاسی روبه‌رو شود. این‌ها همه می‌توانند موجب کابوس دیدن زندانی حتی تا سال‌ها پس از آزادی در خواب و بیداری شوند.

این کابوس‌ها از زندان آغاز می‌شوند: «خیلی شب‌ها خواب‌های بد و ترسناک می‌بینم. دیگران هم همین طورند. بیشتر خواب‌ها حول و حوش جنگ، درگیری، و اعدام است. از همه بد‌تر این است که اغلب خواب‌های‌مان تکراری است. تعدادی از زندانی‌ها می‌گویند مدت‌هاست که خواب‌های‌شان را به یاد نمی‌آورند و برخی دیگر هم ترجیح می‌دهند درباره‌اش با کسی حرف نزنند. عده‌ای اگر خوابی می‌بینند، خوابی است که همه رویداد‌هایش در محیط زندان می‌گذرد، حتی دوستان و آشنایان خود را نیز در محیط زندان می‌بینند.» (نامه بهمن احمدی امویی از زندان به همسرش، گویا، ۱۰ بهمن ۱۳۹۰)

اما کابوس‌ها به زندان محدود نمی‌مانند و ممکن است تا آخر عمر دست از سر زندانی برندارند.

امید دست‌نیافتنی

دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی به گونه‌ای تعبیه شده و عمل می‌کند که زندانی را تا روز اعدام یا آزادی در حالت تعلیق نگاه می‌دارد، به گونه‌ای که وی در ‌‌نهایت به این نتیجه برسد که سلولش آخر دنیاست: «با وجود گذشت چندین سال از آزادی‌ام اما هر بار با شنیدن نام» دیزل‌آباد «این جمله دوباره در ذهنم خطور می‌کند که «اینجا ایستگاه آخر دنیاست». دو سال حبس در این زندان، مفهوم «ایستگاه آخر دنیا» را برایم روشن کرد.» (خاطرات کریم رحمانی از زندان کرمانشاه، سایت خبرنامهٔ ملی ایرانیان)

در زندان‌های جمهوری اسلامی، زندانی سیاسی و عقیدتی نمی‌داند اتهامش، محکومیتش و سرنوشتش چیست. هر لحظه ممکن است اتهامی تازه برایش بتراشند و او را چند سال بیشتر نگاه دارند (مثل ابوالفضل قدیانی یا عمادالدین باقی). هر لحظه ممکن است اعدامش کنند (مثل هزاران اعدامی سال ۶۷ که همه به زندان محکوم شده بودند) یا هر لحظه ممکن است او را از همهٔ حقوق زندانیان محروم کنند. تنها امیدی در دوردست وجود دارد که رژیم از هم بپاشد که زمانش روشن نیست و در شرایط زندان دست‌نیافتنی می‌نماید. در چنین شرایطی زندان برای هر زندانی سیاسی و عقیدتی آخر دنیاست.

بریتانیا، ایرانی متهم به صادرات قطعات موشک به ایران را تحویل آمریکا می دهد

آخرین تلاشهای حقوقی یک شهروند بریتانیایی که اتهامش اقدام به فروش قطعات باطری موشک به ایران است، برای ‌مسترد نشدن به آمریکا بی‌نتیجه ماند.

کریستوفر تپین، ۶۴ ساله، به اتهام توطئه برای صادرات تجهیزات دفاعی بدون مجوز یا تایید مراجع، در ایالت تگزاس آمریکا تحت تعقیب است.

پیش از این، دادگاه عالی بریتانیا با درخواست دولت آمریکا برای استرداد آقای تپین موافقت کرده بود و وکلای او به دنبال ارجاع این پرونده به دیوان عالی تجدیدنظر بودند. اما این درخواست از سوی قضات دادگاه عالی رد شد.

دیوان عالی تجدیدنظر بالاترین نهاد قضایی در بریتانیا است.

آقای تپین که اهل اورپینگتون در جنوب شرقی لندن است، می‌گوید که قربانی تله پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) شده است.

او همچنین متهم است که در تلاش برای صادرات تجهیزات دفاعی بدون دریافت مجوزهای لازم معاونت داشته و به روند آنها کمک کرده است.

ارجاع پرونده به دادگاه عالی تجدیدنظر، آخرین اقدام حقوقی بود که آقای تپین می‌توانست در بریتانیا به کار بگیرد تا مانع از استرداد خود به آمریکا شود. اما درخواست او برای ارجاع پرونده‌اش رد شد.

اعلام شده است که مسایل حقوقی مطرح در این پرونده، اهمیت عمومی لازم را برای بررسی شدن در دادگاه عالی تجدیدنظر ندارد.

در صورتی که آقای تپین مجرم شناخته شود، ممکن است با مجازات حداکثر ۳۵ سال حبس روبه‌رو شود.

او که مدیر سابق شرکت باربری بین‌المللی بروکلند است، می‌گوید که فکر می‌کرد در حال صادرات باطری برای صنعت خودروسازی در هلند بوده است.

اوایل ماه ژانویه، دادگاه عالی در بریتانیا درخواست او برای عدم استرداد به آمریکا را رد کرد.

آقای تپین بعد از اعلام نظر دادگاه عالی گفت که این حکم او را «کاملا ناامید» کرده است.

او گفت: «من روی سازوکار قضایی بریتانیا حساب کرده بودم تا از من در برابر این اتهامات دروغین، محافظت کند، اتهامات نادرستی که از سوی یک اداره دولتی خودمدار و تک‌رو که آشکارا خارج از محدوده قانون در آمریکا عمل می‌کند، به من وارد شده است.»

در ماه فوریه سال گذشته، یک دادگاه بدوی در لندن حکم به استرداد آقای تپین به دولت آمریکا داده بود.

با این حال، او خود را قربانی صحنه‌پردازی اف‌بی‌آی خوانده و گفته است که ماموران مخفی اف‌بی‌آی که تظاهر می‌کردند متعلق به یک شرکت صادراتی هستند، با او درباره صدور این قطعات به ایران مذاکره کرده‌اند.

بی بی سی :

شلیک تُو خالی رهبر بطرف مردم منتظر فرصت

سلام- دیروز یادتان رفت در باره نماز جمعه آینده آقای خامنه ای بنویسید که همه میدانند ایشان دوباره می آید که در باره فتوحات دهه فجر صحبت کند و آن را وصل کند به جنبش های آزادیخواهی منطقه که فعلا بدجوری بشار اسد را در تله انداخته است. چنان در تله، که باید منتظر اقدام ارتش سوریه برای کنار گذاشتن او در آینده نزدیک بود. کاری که در مصر شد و بدنبال آن، انتخاباتی که سلفی ها و سنی ها قدرت را در سوریه هم بدست خواهند گرفت و در کنار مصر، جبهه علیه جمهوری اسلامی را تقویت خواهند کرد!

البته آقای خامنه ای اینها را روز جمعه نخواهد گفت، چون اگر اینها را بگوید آنوقت قبول کرده که حق با سردار علائی و پیش و بیش از او با میرحسین موسوی است که گفته بودند، سیاست خارجی که سکانش در اختیار آقای خامنه ای است باید تغییر کند.

آقای خامنه ای، یکبار دیگر از دست پخت خود «احمدی نژاد» دفاع خواهد کرد. البته با کمی احتیاط و کمی هم مشروط!

بدنبال آن، بر طبل غرب ستیزی خواهد کوبید، که این دیگر خنده دار شده است. برای نان شب هم به غرب محتاج اند و برای فروش نفت هم ذلیل آنها هستند، اما حرفش را می زنند. پُز ضد غربی، با جیب خالی از دلار نفتی!

ایشان خودش هم میداند که این روزها، نه تنها در مجلس و در میان باصطلاح اصولگرایان، بلکه در بیت آقا هم میدانند که احمدی نژاد در 6 ماه گذشته خیلی خوب بازی را پیش برده و آقا را گذاشته جلوی مردم تا هر چه فحش و ناسزاست حواله او کنند. همزمان، به گونه ای عمل کرده که بتدریج بعنوان ضامن بهبود مناسبات با امریکا و مخالفت با تحریم و حمله وارد میدان شود. آقا، تازه یادش افتاده که احمدی نژاد سینه مادرش را در کودکی گاز گرفته!

اخباری که از جلسه هیات دولت و کمیته دولت با خامنه ای پس از بازگشت شتابزده از مشهد به تهران پخش شد، از طریق شبکه احمدی نژاد به بیرون درز داده شد. نه آقای خامنه ای میتواند این اخبار را تکذیب کند و نه می تواند بگوید چرا منتشر شده و دستور تعقیب منبع پخش خبر را بدهد. یگانه کاری که می تواند بکند قطع ملاقات و مذاکره با احمدی نژاد است که اتفاقا خود احمدی نژاد هم همین را می خواهد، زیرا وقتی ارتباط با رهبر قطع باشد، او می تواند به عنوان بالاترین مقام اجرائی کشور هر کاری که دلش می خواهد بکند. از جمله فرستادن اعضای پنهان باند خودش به مجلس. مصباح یزدی را هم می داند که علیرغم حرف های ظاهری که می زند با اوست زیرا صدر مافیائی است که احمدی نژاد در آنست!

پیک نت 12 بهمن

تدارک حمله به ایران از 9 سال پیش دیده شده

میشل شودوفسکی ــ ترجمه رضا نافعی

گرچه رسانه های آمریکائی به  خطر جنگ با ایران می پردازند ولی از تحلیل عواقب محلی و جهانی آن خودداری می کنند. در آمریکا فقط چند نفری هستند که  می دانند اگر جنگی  درگیرد که از حمایت آمریکا یا اسرائیل برخوردار باشد چه کشتار  انبوهی از مردم خواهد کرد و چه ویرانی هائی برجای خواهد گذاشت. مخصوصا،  با همدستی رسانه ها، تلاش می شود تا توجه مردم  منحرف گردد و کسی از  این عواقب با خبر نگردد.

اخبار تدارک جنگی که بوسیله سرفرماندهی راهبردی آمریکا ( USSTRATCOM)  متمرکز و هماهنگ می گردد و بخشی از برنامه “ضربه جهانی ” ( Global Strike) است،  در سر خط درشت  رسانه ها جائی ندارند.  رسانه های آمریکائی ترجیح می دهند خبرهای جنحه و جنایات محلی را پوشش دهند و یا به شایعات درباره ستارگان هالیوود بپردازند.

ولی ” جهانی کردن جنگ ” که با  به میدان فرستادن  نیروی نظامی آمریکا و ناتو صورت می گیرد و هدفش تسلط یافتن بر تمام مناطق با اهمیت جهان است، در چشم رسانه های غربی بی اهمیت است.

عواقب وخیم این جنگ یا بی اهمیت جلوه داده می شوند و یا اصلا  مطرح نمی گردند. باید به  مردم باورانده شود که جنگ یک ” وظیفه انسانی دارد ” ( مسئولیت حفاظت دارد) حفاظت از امنیت جهانی و دموکراسی غربی در برابر خطر دائمی و بی وقفه ایران و همپیمانهایش  و در راس آنها چین و روسیه.

ولی  جنگ های آمریکا که در آنها مخرب ترین سلاحهای جنگی بکار گرفته می شوند و تلفات سنگین  انسانی دارند هیچگاه  بعنوان “عملیات مرگ زا ” معرفی نمی شوند.

هرچند از ” صدمات جنبی” سخن گفته می شود ولی جنگ هائی که آمریکا در راس آن قرار دارد همیشه  جنگ هائی هستند برای ” استقرار صلح  و حفظ آن ” و برای ” ترویج دموکراسی” .

 در اندیشه میلیونها نفر این فکر غلط ریشه دوانده که ” جنگ کاریست شرافتمندانه “. این فکر ناشی  که از این  فرض است که جنگ یعنی  ” نبرد میان  خیر و شر، پیکار میان خوب با بد “  . این  تفکر است که درک دلائل جنگ و عواقب خانمان برانداز آنرا دشوار می سازد.

یک چنین تفکری سبب می شود که واقعیت  و خیال  وارونه شوند. در نتیجه جنگ تبدیل می شود به صلح و  دروغ جای راست را می گیرد. و نیت و هدف پنتاگون و ناتو مورد شک و تردید قرار نمی  گیرد.

وقتی صحبت بر سر “شکست دادن شر ” است آنوقت پرزیدنت اوباما می گوید ” همه کارت ها روی میز است”. و  تجسس افکار   مثل دوران تسلط  تفتیش عقائد   در اسپانیا  در دستور روز قرار می گیرد و  مردم باید فکر کردن را تعطیل کنند.

در ایران 80 میلیون نفر زندگی می کنند. این کشور در منطقه از لحاظ نظامی و اقتصادی یک قدرت بزرگ است. ده درصد از ذخائر نفت  و گاز تمام جهان در ایران است ، که پنج برابر ذخائر نفت و گاز آمریکاست.

انگیزه نقشه های نظامی آمریکا و تلاش های آن کشور برای  آن است که این کشور را صاحب شود.  نیت واقعی آمریکا برای جنگ دست یافتن به این غنیمت جنگی ست که در باره آن یک کلام هم صحبت نمی شود و لی ستادهای نقشه کشی پنتاگون   9 سال روی آن کار کرده اند.

آمریکا خود را در وضعیت جنگی می بیند ولی ایران هم بیکار نبوده است و دهسال است که مشغول بالا بردن توانائی نظامی خود برای روزیست که آمریکا مستقیم یا غیر مستقیم به آن حمله کند.

اگر میان ایران و اتحادیه نظامی غرب آتش جنگ برافروخته شود، ممکن است به یک جنگ منطقه ای تبدیل گردد که از منطقه مدیترانه تا مرز چین را در بر بگیرد و می تواند جهان را برلب پرتگاه  جنگ سوم جهانی بکشاند.

روسیه در آخرین موضع گیری خود به آمریکا و ناتو هشدار داد که اگر ” ایران بنحوی از انحاء سیاسی یا نظامی در تنگنا قرار گیرد ما آنرا تهدید مستقیم امنیت ملی خود خواهیم دانست”.

سخنانی از این دست نشان می دهد که روسیه خود را متحد نظامی ایران می داند و اگر ایران مورد حمله قرار گیرد واکنش نظامی نشان خواهد داد.

عملیات نظامی

 آمریکا و اسرائیل در صدد هستند با ایران بجنگند  و می خواهند  در این جنگ سیستم های مدرن تسلیحاتی بکار برند . نیروهای ویژه آمریکا و اسرائیل و همچنین ماموران اطلاعاتی آنها هم اکنون در ایران هستند. هواپیماهای بی سرنشین آمریکائی  در آسمان ایران پروازهای تجسسی و جاسوسی می کنند.

 ادعا می شود که ایران برنامه تولید سلاح اتمی دارد و به تلافی آن می خواهند بمب های تاکتیکی اتمی و بتن شکن مانند B 61 علیه ایران بکار گرفته گیرند. البته لئون پانتا وزیر دفاع آمریکا خود در همین اواخر گفت که ایران قصد تولید سلاحهای اتمی ندارد.  ترجمه واژه به واژه سخن او این است:” ( آیا ایران در تلاش تولید سلاح اتمی است ؟ ــ نه .) ” به گفتۀ کارشناسان نظامی اسرائیل  مخاصمات مسلحانه میان دول موتلف آمریکا و اسرائیل با ایران “تا حد خطرناکی نزدیک شده است”. افزون بر نقل و انتقال سربازانی که قبلا در افغانستان و عراق مستقر بودند،  و نیز تعداد معتنابهی سرباز که به خاورمیانه منتقل شده اند.

9 هزار سرباز آمریکائی به اسرائیل انتقال یافته اند تا در آنجا، به نوشته جرائد اسرائیل، به بزرگترین رزمایش دفاع هوائی که در تاریخ اسرائیل مانند نداشته است، بپردازند. هدف اعلام شده این رزمایش آزمون سیستم های متعدد دفاع ضدموشکی، بویژه سیستم ” اّرو” است. این سیستم با کمک آمریکائی ها  بویژه برای بی اثر ساختن موشک های زمین به زمین ایران ساخته شده است.

گزارش های دیگرحکایت از آن دارند که تعداد نیروهای احتیاط که در خاور میانه مورد استفاده قرار می گیرند بسیار افزایش یافته .  بر اساس گزارش های تایید شده نیروی هوائی آمریکا افراد احتیاط را به پایگاه های نظامی  در جنوی غربی آسیا ( منطقه خلیج فارس) منتقل کرده  است 120  تن از افراد احتیاط از جمله خلبانها، ناویگاتورها و مکانیک های نیروی هوائی  روز 8 ژانویه از  ایالت مینسوتا به سوی خاور میانه پرواز کرده اند. حدس زده می شود که تعداد بیشتری از” نیروی احتیاط هوائی از پایگاههای کارولینای شمالی و جورجیا  همراه با واحد های خود در ماههای آینده انتقال خواهند یافت”. واحدهای پاسداری سواحل آمریکا نیز به خاور میانه منتقل خواهند شد”. („ Coast Guard Reservist Head to Middel East“ ,in : military.com,5.januar 2010)   البته بر اساس این خبرهای محلی نمی توان به  رقم کل نیروهای احتیاط آمریکا که در اختیار  ” عملیات جنگ با ایران ” قرار می گیرند دست یافت. نیروهای احتیاط انگلیس نیز به خاورمیانه اعزام شده اند.

سربازان آمریکا در اسرائیل و در خلیج فارس

در این مدت اسرائیل عملا تبدیل به یک پادگان خارجی آمریکا شده است. ساختارفرماندهی آمریکا و اسرائیل در هم ادغام می گردند. قرار است در پایان رزمایش نیز بخش مهمی از سربازان آمریکائی در اسرائیل بمانند. پسزمینه این عملیات نظامی حمله هوائی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران است . گسترش دامنه جنگ تا حد توسعه آن  به یک جنگ منطقه ای بخشی از این سناریو نظامی است:

” هزاران سرباز آمریکائی در این هفته  به اسرائیل خواهند رفت…بسیاری از آنها بعنوان بخشی از نیروی عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل برای جنگ با ایران و گسترش احتمالی آن به منطقه، تا پایان سال بحالت آماده باش در آنجا خواهند ماند یک ناو هواپیما بر با آنها همراهی خواهد کرد. هواپیماهای آمریکائی مستقر بر ناو با جنگنده های اسرائیلی  دست به تمرین ماموریت های مشترک خواهند زد. نیروی 9 هزار نفری آمریکا ترکیبی است از اعضای نیروی هوائی، واحدهای   دفاع ضد موشکی، تنفگداران دریائی ، ملوان ها ، سربازان بخش فن و تکنیک  و افسران اطلاعاتی …

تهران دست به یک بند بازی خطرناک زده است. برای آن که به مردم نشان داده شود رهبری کشور برای دفاع در برابر حملات  آمریکا و اسرائیل به برنامه اتمی کشور آماده دفاع است، هر چند روز یکبار رزمایشی به اجرا در می آید. نیروی زمینی، هوائی و دریائی ایران در حال آماده باش کامل است تا بتواند در برابر یک حمله بی خبر مقابله کند. طبق اظهارات رسمی در مانور مشترک آمریکا ــ اسرائیل  سیستم های دفاع ضد موشکی متعددی   که در اختیارهست به آزمایش گذاشته خواهد شد( DEBKAfile;6.01.201  )

در این میان پنتاگون 15 هزار سرباز در کویت مستقر ساخته است که ترکیبی است از دو لشگر پیاده نظام  و یک واحد بالگردان. افزون بر این نیروی دریائی آمریکا دو ناو هواپیما بر کارل وینسون و جان استینس را در دریای عربی  بحالت آماده باش مستقر ساخته است.

تا کنون یک نیروی نظامی    قابل توجه همراه با مدرن ترین تجهیزات نظامی در منطقه متمرکز  گشته که رو به گسترش است.

اینک  آبراهام لینکلن سومین کشتی جنگی آمریکا نیز بسوی دریای عربی به حرکت درآمده است. نیروی دریائی انگلیس نوترین و  مدرن ترین   ناوشکن خود را که رادار گریز است روانه منطقه کرده است. فرانسه ناو هواپیما بر شارل دوگل را روانه کرده است.

رسانه های غربی  اعزام  نیرو   و ارسال تجهیزات نظامی  به منطقه را تقریبا مسکوت گذاشتند.  ” اعزام اخیر نیروی نظامی آمریکا به کویت و بیشتر شدن نیروی قابل ملاحظه قبلی  با تجهیزات نظامی آن که   ایران را  به هرشکل قابل تصور محاصره کرده اند    چندان مورد توجه خبرگزاری ها قرار نگرفت ” راشیا تودی ) ” آمریکا 15 هزار سرباز در کویت مستقر می سازد .”   تکبه از نویسنده است  13 ژانویه 2012

آیا این انتقال و تمرکز وسیع نیرو  و تجهیزات نظامی به اسرائیل و کشورهای منطقه خلیج فارس  و آرایش دوباره آنها  با بیرون بردن  نیرو ئی  که آمریکا قبلا در عراق مستقر بود ارتباطی دارد ؟ نیروهای نظامی مستقر در کویت تحت فرمان مستقیم فرمادهی مرکزی آمریکا قرا دارند.  پایان بخش اول، در انتظار بخش دوم این نوشته باشید.

 http://kopp-online.com/hintergruende/geostrategie/prof-michel-chossudovsky/die-kriegstrommeln-werden-geschlagen-soll-der-iran-durch-provokationen-zum-ersten-schlag-verleitet-.html

Die Kriegstrommeln werden geschlagen: Soll der Iran durch Provokationen zum ersten Schlag verleitet werden? – Teil 1

Prof. Michel Chossudovsky

به بهانه حفظ حیثیت نظام دستور محرمانه رهبر برای خاتمه رسیدگی به اختلاس

با سلام- خبر زیر کاملا موثق و دقیق است و شایعاتی هم که در این زمینه مطرح شده حاصل صحت خبر زیر است.

افشای همکاری نزدیک فرزند ارشد اژه ای با فرزند بازداشت شده نماینده درود و ازنا در ماجرای اختلاس اخیرا.

همانطور که مستحضرید فرزند یکی از نمایندگان مجلس از ابتدای ماجرای اختلاس دستگیر شد که ایشان جزو متهمان اصلی پرونده اختلاس بانکی اخیر است. (خبر توسط دادستان کل کشور تایید شده است)

در ابتدا شایع شد که ایشان فرزند علاالدین بروجردی است اما در نهایت مشخص شد وی عنایت الله دهقان فرزند ارشد عزت الله دهقان نماینده درود و ازنا و از اعضای شاخص جبهه به اصطلاح اصولگرایان است که ایشان رییس هیات مدیره بانک آریا بود که به جرم تبانی و دادن رشوه به مدیران بانک مرکزی و سیاسیون در تاسیس بانک اریا از 5 ماه قبل بازداشت و در زندان انفرادی در اوین بسر می برد.

در واقع عنایت الله دهقان حلقه ارتباطی گروه آریا و شخص مه آفرید امیر خسروی (متهم اصلی پرونده و مدیر عامل گروه آریا) با مدیران ارشد سیاسی کشور بوده است و خود وی نیز از سوی آریا به عنوان رییس هیات مدیره بانک آریا انتخاب شده بود.

اخذ کلیه مجوزات دولتی، اخذ مجوز تاسیس بانک آریا و بسیاری از تسهیلات بانکی گروه آریا توسط دهقان انجام می گرفت. اما نکته جالب قضیه باز شدن پای فرزند ارشد آقای اژه ای و نیز یکی از مدیران اقتصادی ارشد ریاست جمهوری است که موجب شد که کیفرخواست متهمان دچار تاخیر و نیز بازجویی ها ادامه یابد.

گفته میشود قبل از افشای ماجرای اختلاس گروه آریا از طریق آقای دهقان با فرزند آقای اژه ای در رابطه با گرفتن تسهیلات بانکی و نیز ساخت و ساز مسکن همکاری نزدیک داشته اند و حتی شنیده شد ایشان از دوستان نزدیک آقای دهقان بوده است که با درز اخبار فوق اخیرا شایعاتی مطرح و حتی در کنفرانس مطبوعاتی اخیر، از شخص اژه ای بطور غیر مستقیم در رابطه با دست داشتن فرزندش در اختلاس اخیر سوال شد و ایشان تکذیب کرد.

به علت درگیر شدن مدیران بانک مرکزی و بسیاری از بانکها و نیز مدیران ارشد اقتصادی ریاست جمهوری با متهمان اصلی پرونده، جریان بررسی پرونده پیچیده تر شده و با این حساب احتمال برگزاری علنی دادگاه متهمان پرونده تقریبا محال به نظر می رسد.

گفته میشود آقای اژه ای از احضار فرزندش و یکی از اصلی ترین افراد اقتصادی دولت جلوگیری کرده و حتی فشارهایی بر کارشناسان پرونده در وزارت اطلاعات اعمال کرده تا موضوع مسکوت باقی بماند که البته در صورت بالا گرفتن ماجرا احتمال استعفای اژه ای نیز وجود دارد.

در این میان با توصیه هیات رییسه مجلس عزت الله دهقان مجبور شد برای دوره نهم مجلس کاندید نشود و در ازای آن مهندس باهنر نایب رییس مجلس نیز تلاش گسترده ای و رایزنی هایی را برای آزادی فرزند نماینده درود و ازنا با اژه ای انجام داده است که به علت مقاومت شخص اژه ای و ترس از افشای ماجرای فرزندش فعلا بی نتیجه بوده است.

در پی افشای ابعاد پرونده و دست داشتن مهره های اصلی اقتصادی دولت و فرزند اژه ای، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات نتایج بازجویی ها را دور از چشم آقای اژه ای به رهبری ارایه نمود و ایشان نیز برای جلوگیری از خدشه دار شدن حیثیت نظام، بر بسته شدن سریع پرونده اختلاس و عدم افشای ماجرا تاکید کرده است.

پیروز باشید- یا حق

پیک نت 12 بهمن

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: