بایگانی روزانه: آوریل 24, 2012

انفجاری بزرگ روبروی رایزنی فرهنگی ایران را در دمشق لرزاند

انفجاری بزرگ صبح امروز سه شنبه 24-4-2012 روبروی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در میدان المرجه دمشق پایتخت سوریه را لرزاند.

تلویزیون دولتی سوریه با اعلام این خبر گفت که دستکم سه نفر در این انفجار کشته شدند. از سویی شورای عمومی انقلاب سوریه از کشته شدن یک نفر در جریان این حادثه خبر داده است.

تلویزیون دولتی سوریه گفته است که در این انفجار که توسط یک خودروی بمب گذاری شده رخ داده، به ساختمان های محل وقوع حادثه آسیب رسیده است.

خبرگزاری «فارس» هم با تایید خبر گزارش داده است که «بنا بر اظهارات شاهدان عینی از محل این انفجار دود سیاهی دیده می‌شود.»

به گفته این خبرگزاری نیمه رسمی ایرانی » اخبار تکمیلی از این حادثه نشان می‌دهد که بمب منفجر شده در داخل یک ماشین ارتشی جاسازی شده بود که روبروی درب اصلی رایزنی ایران منفجر شده است.»

این در حالی است که نیروهای دولتی سوریه با وجود معاهده آتش بس، به عملیات خود در مناطق مختلف ادامه می دهند. فعالان شورای عمومی انقلاب سوریه از کشته شدن حدود 80 نفر در روز دوشنبه خبر داده است که بیشتر آنان در حماه جان خود را از دست دادند.

در همین حال ارتش آزاد سوریه – گروهی که توسط جدا شدگان از ارتش دولتی تشکیل شده اند – از آزاد سازی بیش از 70 درصد دیرالزور و حومه آن از حضور نیروهای حکومتی خبر داده اند.

ناظران سازمان ملل متحد هم که به منظور نظارت بر آتش بس به سوریه رفته اند، به ماموریت خود ادامه می دهند. این ناظران پس از انتشار خبرهایی از کشتار بزرگ در حماه ، سه شنبه بار دیگر به این شهر رفتند. قرار است هفته آینده 300 ناظر سازمان ملل که ماموریت آن ها را شورای امنیت تصویب کرده ، به سوریه بروند.

العربیه نت :

سوالی که سخنگوی وزارت خارجه از پاسخ آن طفره رفت : جزییات توافق ایران و امارات درباره جزایر

رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری امروز خود از پاسخ دادن به خبرنگاری که درباره توافق ایران و امارات متحده عربی درباره جزایر سه گانه سوال کرد، طفره رفت. سوالی که پاسخ دادن به آن، مستلزم پذیرش «عقب نشینی بی سروصدای ایران در موضوع جزایر ایرانی» است.

خبرنگار یک خبرگزاری داخلی از آقای مهمانپرست پرسید «مقامات اماراتی مدعی شده اند که سفر احمدی نژاد به ابوموسی، بر خلاف توافقات دو کشور بوده، ایران چه توافقی با امارات کرده که مغایر با این سفر تلقی شده است؟» اما سخنگوی وزارت امور خارجه بدون پاسخگویی مستقیم به این سوال بار دیگر تاکید کرد که سفر رئیس دولت به جزیره ابوموسی یک سفر داخلی است.

اما اخبار دریافتی حاکی است، ادعای دولتمردان اماراتی درباره «وجود توافق» در این زمینه درست است و جمهوری اسلامی پیش از این به دور از اطلاع افکار عمومی، مذاکرات مخفیانه ای را با امارات انجام داده است.

ندای سبز آزادی، یک ماه قبل و پیش از آنکه احمدی نژاد به ابوموسی سفر کند و سفر او با اعتراض اماراتی ها و واکنش های بعدی خبرساز شود، نسبت به وجود یک توافق مخفیانه در این زمینه هشدار داده بود.

آن هشدار، پس از دریافت گزارشی از سوی یک منبع خبری در وزارت امور خارجه منتشر شد که متاسفانه پس از اعتراض امارات به سفر احمدی نژاد و تاکید وزیرامور خارجه این کشور بر «وجود توافقات دوجانبه»، صحت آن بیش از گذشته مورد تایید قرار گرفت.

ندای سبز آزادی، برای اطلاع مخاطبان بار دیگر متن کامل این گزارش که یک ماه پیش و با عنوان «عقب نشینی بی سروصدای ایران در موضوع جزایر ایرانی» منتشر کرد را بازنشر می کند:

«گزارش رسیده حاکی است، مقامات جمهوری اسلامی در اقدامی بی سابقه و در سایه بی اطلاعی افکار عمومی، به شکل محرمانه گفت و گو با امارات متحده عربی درباره جزایر سه گانه را پذیرفته اند.

بر اساس این گزارش علی لاریجانی، رئیس مجلس، در ملاقات اخیر خود با مسوولان اماراتی، از پیشنهاد مقامات این کشور مبنی بر تعیین نماینده عالیرتبه دو کشور جهت بررسی موضوع جزایر سه گانه ایرانی (ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک) استقبال کرده است. متعاقبا طرف اماراتی پیش نویس یادداشت تفاهم درخصوص جزایر ایرانی را به سفارت ایران در ابوظبی تسلیم کرده و ضمن معرفی شیخ منصور به عنوان نماینده امارات، خواستار معرفی نماینده عالیرتبه ایرانی شده است.

بر اساس این گزارش در مرحله کنونی و پس از هماهنگی رهبر جمهوری اسلامی، دولت و مجلس، قرار است ثمره هاشمی، چهره پرنفوذ دولت احمدی نژاد به عنوان نماینده عالیرتبه ایران در گفتگو با امارات معرفی شود.

بدون شک پذیرش یادداشت طرف اماراتی مبنی بر بحث، گفتگو و بررسی موضوع جزایر، برای اولین بار در دو دهه گذشته صورت گرفته و به عنوان اولین گام در جهت واگذاری بخشی از حاکمیت ملی و حقوق حقه ملت ایران به طرف اماراتی تلقی خواهد شد.

مسوولان سیاست خارجی کشورمان پیش از این تاکید می کردند که ایران هرگز نمی تواند وارد گفتگو درباره واگذاری حاکمیت بخشی از سرزمین خود شود. در حالی که حاکمیت فعلی با پذیرش این موضوع، بدعت و رویه تازه ای را ایجاد کرده است.

این اقدام درحالی صورت گرفته است که با وجود افزایش شعارهای آتشین در حوزه سیاست خارجی و ادعای اقتدار مقامات عالیرتبه کشور، موجی از بحران های سیاسی و اقتصادی، ایران را در برگرفته و ناکارآمدی دولت، افزایش انزوای ایران در محیط بین المللی و بحران داخلی ناشی از حوادث انتخابات خونین سال ۸۸، ابعاد خطرناک تری یافته است.

به دنبال ایجاد بحران مشروعیت و گسست داخلی پس از حوادث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و ناتوانی رهبر جمهوری اسلامی از بازگردان اعتماد و مشروعیت عمومی و ایجاد وحدت، نگرانی ها از روی آوردن جمهوری اسلامی به اعطای امتیاز به کشورهای خارجی افزایش یافته است. «

لازم به یادآوری است که این گزارش مربوط به یک ماه قبل است و بر اساس آن، مقدمات این توافق در جریان گفت و گوهای چند ماه پیش علی لاریجانی با مسوولان اماراتی صورت گرفته و در نهایت در دولت پیگیری شده است. اما تنش اخیر در روابط ایران و امارات و سفر احمدی نژاد به ابوموسی، ادامه مذاکره و توافق مخفیانه در این باره را متوقف کرده است. این همان موضوعی است که اینک مورد اعتراض دولت امارات قرار دارد و مسوولان اماراتی به همین دلیل سفر احمدی نژاد را «مغایر توافقات گذشته» اعلام می کنند.

ندای سبز آزادی :

تصورات نادرست در مورد حکومت ايران

پيتر هويسی» کارشناس ارشد امنيت ملی در مرکز پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمريکا هشدار می دهد که اميد بستن به تحليل های خوشبينانه از رژيم جمهوری اسلامی و رفتار آن حکومت در مورد بحران هسته ای، منافع آمريکا را به خطر خواهد انداخت.

اين کارشناس آمريکايی در مقدمه تحليل خود که در روزنامه « واشنگتن تايمز» منتشر شده با اشاره به تعدادی از تحليل های منتشر شده در رسانه های آمريکايی تاکيد می کند که بسياری به نادرست چنين تصور می کنند که دور جديد مذاکرات بر سر برنامه های هسته ای ايران واقعا می تواند راه حلی برای اين بحران باشد. آنها معتقدند که حتی اگر اين دور از مذاکرات شکست بخورد ايران نمی تواند يک خطر جدی برای آمريکا محسوب شود.

« پيتر هويسی» می افزايد اين خوش باوری برخی از تحليلگران بر استدلال های بسيار شکننده ای استوار شده است. اولين استدلال نادرست آنها اين است که ايران هيچگاه از سلاح هسته ای استفاده نخواهد کرد حتی اگر به يک چنين زرادخانه ای دست پيدا کند.

استدلال دوم آنها اين است که ايران می کوشد در مقابل فشارهای آمريکا و سياست تغيير رژيم از خود دفاع کند. استدلال سوم اين است که استفاده از سلاح هسته ای توسط هر حکومتی از جمله ايران به سرعت کشف و برملا خواهد شد. استدلال چهارم اين است که موشک های باليستيک ايران نيز يک ابزار دفاعی در برابر تهديد همسايگان است. استدلال پنجم آنها اين است آمريکا به سرعت می تواند ساخت کلاهک های هسته ای در ايران را کشف کند. استدلال ششم آنها اين است که آمريکا و متحدانش به غير ديپلماسی هيچ گزينه واقعی ديگری ندارند. و استدلال هفتم آنها اين است که سياست مهار ايران همراه با مجبور ساختن ايران به رعايت تعهداتش در برابر پيمان منع گسترش سلاح هسته ای می تواند ايران را مجبور کند که برنامه های هسته ای خود را فقط برای اهداف صلح آميز به پيش ببرد.

«پيتر هويسی» در ادامه تحليل خود در روزنامه « واشنگتن تايمز» تک تک اين استدلال ها را بررسی کرده و نقد می کند.

نکته اول : دستيابی ايران به سلاح هسته ای به هيچ وجه صلح آميز نخواهد بود. رهبران ايران بارها خواستار نابودی اسرائيل و يا جهانی بدون وجود آمريکا شده اند. ايران همواره از يک نظم جديد جهانی دفاع کرده و توسط گروههای تروريستی وابسته سعی کرده است جبهه نيروهای خشونت طلب در خاورميانه را تقويت کند. دستيابی به سلاح هسته ای توانايی های ايران برای پيشبرد يک چنين سياست هايی را افزايش خواهد داد.

نکته دوم : حکومت ايران صرفا يک سياست دفاعی را پيش نمی برد. همانطور که دخالت های آن کشور در عراق ، افغانستان و نقاط ديگر نشان داده ، اقدامات ايران در سطح منطقه برای تغيير توازن قوا به نفع آن کشور و عليه منافع آمريکا است. ايران صاحب سلاح هسته ای مسلما بر ميدان و گستره اين تلاش ها خواهد افزود و خطرهای ناشی از آن برای آمريکا افزايش خواهد يافت.

نکته سوم : وقوع يک حمله هسته ای را نمی توان به سادگی تشخيص داد. با وجود پيشرفت فن آوری و علوم مربوط به تشخيص حملات هسته ای در سالهای اخير ما هنوز هم نمی توانيم منشاء يک انفجار هسته ای را به دقت تشخيص دهيم.

استفاده از روشهای پيچيده مثل ماشه های انفجاری الکترومغناطيسی کار رديابی منشاء انفجارهای هسته ای و در نتيجه تحليل دقيق از چگونگی وقوع اين حملات را بسيار دشوار می کند.

نکته چهارم : تاريخ به ما نشان می دهد که موشک های دوربرد ايران نه يک ابزار دفاعی بلکه وسيله ای برای گسترش هژمونی ايران در سطح منطقه است. آنها ابزارهايی برای ايجاد هراس و براساس آن حق حساب گرفتن از کشورهای ديگر است. ايران در دهه های اخير از گروههايی نظير حزب الله و حماس نيز برای همين کار استفاده کرده است. اين ها نيز خطرهای فزاينده ای برای منافع آمريکا و متحدان آن هستند.

نکته پنجم : سيستم اطلاعات آمريکا از شکاف و ضعف های جدی رنج می برد. از پايان جنگ سرد تا به امروز سيستم اطلاعاتی آمريکا در موارد مهمی نتوانسته است تهديدهای جدی را به موقع تشخيص دهد. نمونه های آشکار آن توسعه برنامه های هسته ای و موشکی کره شمالی در سالهای دهه ۱۹۹۰ و يا آغاز فعاليت های هسته ای سوريه بود.

نمونه ايران نيز هيچ تفاوتی با اين موارد را نشان نمی دهد. آمريکا و متحدان غربی آن کشور هنوز هم تصور کامل و دقيقی از ميزان توسعه برنامه های هسته ای ايران ندارند. واقعيت اين است که مهمترين تحولات در برنامه های هسته ای ايران را گروههای مخالف حکومت آن کشور کشف کردند و نه دستگاههای اطلاعاتی و امنيتی کشورهای غربی.
نکته ششم : ديپلماسی با وجود برتری های آشکار خود به عنوان روش مديريت يک بحران اما لزوما راه حل نهايی برای يک بحران نيست.

به عنوان مثال يک توافق ديپلماتيک بر سر بحران هسته ای ايران چه خواهد بود.؟ چگونه می تواند اقدامات و نقشه های زيانبار ايران را مهار کند؟ حکومت ايران ثابت کرده که همواره با غرب در جنگ است. اين مذاکرات ممکن است چگونگی مهار خطر ايران را به تاخير بياندازد ولی نمی تواند راه حل و پاسخ نهايی برای رفع خطرات ناشی از اقدامات ايران را فراهم کند. در عين حال اين مذاکرات می تواند فرصت لازم برای تکميل روند توليد سلاح هسته ای را در اختيار ايران قرار دهد.

نکته هفتم : در نهايت بايد پذيرفت که سياست « مهار » يک خطر در بسياری از موارد به نتيجه می رسد ولی در موارد بسياری هم به نتيجه نمی رسد. به عنوان مثال در دوران جنگ سرد آمريکا و اتحاد شوروی يک سياست آگاهانه برای « مهار » طرف ديگر را به پيش می بردند. ولی در نهايت آنچه که به پايان دوران جنگ سرد منجر شد، سياست پرزيدنت ريگان برای ساقط کردن حکومت اتحاد شوروی بود و نه تداوم روش انفعالی و دادن حق حساب به مسکو. در مورد ايران هم همين منطق حاکم است.

با وجود تمام فشاهاری بين المللی حکومت ايران هنوز هم به منافع آمريکا در خاک افغانستان حمله می کند و در سالهای گذشته نيز هيچيک از اين فشارها از حملات ايران به اهداف آمريکايی در خاک عراق جلوگيری نکرد. تمام اين حملات ايران در شرايطی روی دادند که اين کشور هنوز تا رسيدن به مرز توليد سلاح های هسته ای فاصله زيادی داشت. بنابراين چطور می توان تصور کرد که رژيم ايران در شرايطی که به توليد سلاح هسته ای بسيار نزديک تر شده است از چنين حملاتی دست بردارد.

« پيتر هويسی » کارشناس امور امنيت ملی در مرکز پژوهشی « شورای سياسی خارجی » در پايان تحليل خود در روزنامه « واشنگتن تايمز » می نويسد :« بدون هيچ ترديدی گزينه هايی که در برابر آمريکا و متحدان آن کشور قرار دارند بسيار دشوار هستند. اما تکيه يک جانبه و خوشبينانه بر درک متعارف ما از سياست « مهار» و تعقيب ديپلماسی در برخورد با رژيم حاکم بر ايران امنيت ما را بهبود نمی بخشد. در حقيقت حتی ممکن است امنيت ما را به نسبت گذشته بيشتر به خطر بياندازد.»

رادیو فردا :

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: