شبکه‌های اجتماعی و بازداشت هموطن بهايی

خبرگزاری هرانا – ناهید گرجی شهروند ساکن مشهد شب گذشته به علت عضویت در شبکه‌های اجتماعی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب گذشته (شنبه ۱۹ مهر ماه) ماموران امنیتی به منزل ناهید گرجی مراجعه کرده و پس از بازداشت، منزل ایشان را مورد بازرسی قرار دادند.

یکی از نزدیگان وی به گزارشگر هرانا گفت: «ماموران امنیتی نیمه شب و خیلی خشن وارد منزل شدند و خانم ناهید گرجی را دستگیر کرده و بعد از بردن ایشان مجددا برای بازرسی وارد منزل شده و وسایلی از قبیل کامپیو‌تر شخصی و تلفن و حتی دوربین عکاسی را با خود برده‌اند.»

وی در ادامه بیان داشت: «صبح روز یک‌شنبه ایشان را به دادگاه انقلاب کوه سنگی منتقل کردند ولی اطلاعات دقیقی از اینکه چه اتهاماتی به وی وارد شده در دست نیست.»

گفتنی است، نزدیکان خانم ناهید گرجی تنها فعالیت وی را در شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک، وایبر و واتس آپ عنوان می‌کنند و همین موضوع را علت بازداشت ایشان می‌دانند.

افشای یکی از شکنجه گران ولی فقیه

افشای یکی از شکنجه گران ولی فقیه در زندان گوهردشت کرج توسط زندانیان سیاسی

افشای یکی از شکنجه گران ولی فقیه در زندان گوهردشت کرج توسط جمعی از زندانیان سیاسی با جزئیات و فاکت های مشخص که بطور سیستماتیک مشغول شکنجه و اذیت و آزار زندانیان سیاسی سالن ۱۲ بند ۴ و سایر زندانیان در زندان گوهردشت کرج است. این گزارش افشارگرانه جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » قرار داده شده است . متن گزارش به قرار زیر می باشد :

آیا فریادرسی هست ؟؟؟

داود امینی پور رییس بند یا سگ هار؟

رییس جدید بند ۶ زندان رجایی شهر به نام داود امینی پور که قبلا نیز رییس بند ۱ بوده و بعلت تخلفات عدیده از جمله توزیع قرص های روانگردان و مواد مخدر بویژه از نوع شیشه و نیز ایجاد مشکلات فراوان برای زندانیان از جمله شکستن دندان و بینی چند زندانی برای نمونه اقایان مسعود کسمایی، علیرضا مرادی ،……و در پی شکایات مکرر خانواده های زندانیان بالاخره از اداره بند ۱ منفصل ولی متأسفانه به اداره بند ۶ گمارده شده است.

وی فردی است تنومند که ادعای رزمی کار بودن می کند و مدام ادای آنان را در می آورد؟! ولی بر خلاف هیکل گنده اش بسیار کودن است . این جانور درنده برای ادا و اطوارهای خود از زندانیان به جای کیسه بوکس استفاده می نماید و همواره پس از بهانه جویی های بی اساس آنان را با کمک پاسداربند گودرزی با باد حملات وحشیانه گرفته و لت و پار می کند. او که به انواع فسق و فجور آلوده است بسیار پول پرست نیز هست و مدام در حال سرکیسه کردن و اخاذی از زندانیان می باشد. اگر کسی به او باج ندهد فورا برایش پاپوش درست کرده و او را به یکی از سلولهای انفرادی در بند ۵ و سپس به بند عمومی انتقال می دهد.

در بند ۵ زندانی نگون بخت سروکارش با جانور وحشی دیگری به نام اکبر کاویانی می افتد که مسئول سلولهای انفرادی است . یعنی همان کسی که در تابستان امسال در تاریخ ۱۵\۴\۱۳۹۳ بینی آقای مصطفی اسکندری از زندانیان سیاسی سالن ۱۲ را شکست ولی علیرغم گزارش پزشکی قانونی و پیگیری مصرانه، هنوز شکایت وی راه به جایی نبرده است ؟!

خاطر نشان می شود که آقای اسکندری در پی سردادن شعار « مرگ بر دیکتاتور» پس از بازرسی وحشیانه اتاقش توسط یک کارمند بی سروپای اداره بازرسی زندان به نام بای به سلول انفرادی منتقل شده بود و در حالی که دستبند و پابند شده بود مورد حمله وحشیانه کاویانی مزدور قرار گرفت. اینگونه زندانیان پس از اتمام دوره انفرادی و انتقال به بند عمومی به علت تراکم جمعیت کیفری و پربودن سالن ها ، در بند جدید بایستی ماهها در کنار دستشویی و توالت بخوابند تا رفته رفته با جابجایی ادواری زندانیان بخت برگشته دیگر، بتواند در گوشه ای از راهرو سکنی گزیند و فارغ از بوی گند دستشویی و توالت ، شبها کمی استراحت نماید ولی همچنان در طول روز به علت نداشتن جای ثابت سرگردان و آواره باشد!؟در هر بند نیز زندانیان وحشی و سرسپرده ای هستند که با اشارتی دمار از روزگار زندانی مغضوب در می آورند تا اصطلاحا اخته و گوش به فرمان شود. مهدی صحرایی در بند ۶ ، علیرضا احمدی در بند ۵ ، آیدین شریعتمداری در بند۴ از زمره همین زندانیان هستند.

داود امینی این فرد بی سواد که از نهضت سوادآموزی فارغ التحصیل شده !؟ در ابتدا به عنوان کارگر برقکار به استخدام موقت در آمد ولی رفته رفته با نشان دادن خوی وحشیگرانه خویش مورد توجه مسئولان زندان قرار گرفت. با خوش خدمتی و خوش رقصی برای آنان در کنار اجرای بی چون و چرای دستورات غیرقانونی مقامات بویژه در باب شکنجه و تنبیه سخت بدنی به استخدام رسمی درآمد و به جمع پاسدار بندهای زندان پیوست. به یمن همین رفتار خشن و استفاده بی پروا از رکیک ترین فحش های ناموسی و ….. به پاسدار شیفت ارتقا یافت و اینک چند سالی است که از سوی رییس زندان به سمت رییس بند!؟ گمارده شده است.

اینک همان قدر که زندانیان بند ۱ خوشحال هستند که از شر وحشی ترین جانور موجود در زندان رجایی شهر خلاصی یافته اند و می توانند نفس بکشند ما زندانیان بند ۶ عزا گرفته ایم که ایکاش همچون گذشته زندانیان سیاسی در بندهای مختلف زندان پراکنده بودند تا ما نیز به برکت وجود آنان، اذیت و آزار کمتری را از سوی مسئولان و زندانبانان شاهد باشیم .

به امید آزادی و رهایی هر چه زودتر از شر جمهوری ضد اسلامی خامنه ای و عمال جنایتکارش

جمع کثیری از زندانیان بند ۶ زندان رجایی شهر

مهر ماه ۱۳۹۳

در کافی شاپ‌های تهران چه می‌گذرد؟

بهارنیوز: بيش از یک ماه از انتشار خبر ممنوعیت اشتغال بانوان در کافی شاپ ها از طرف رییس پلیس اماکن ناجا می گذرد؛ خبری که به محض انتشار، از سوی بسیاری از دولتمردان و کارشناسان و البته نهادهای مدنی با انتقاد شدیدی روبرو شد.

«کتایون» سال هاست که مدیر یکی از کافی شاپ های تهران است. او این کار را نه از روی تفنن بلکه به عنوان یک شغل و منبع اصلی درآمدش دنبال می کند. کتایون می گوید: «کار حق زنان است؛ در صورت ممنوعیت اشتغال آنها در کافی شاپ ها چه کسی پاسخگوی بیکار شدن صدها نفر خواهد بود؟» این پرسشی است که از نظر بسیاری از کارشناسان، افراد دست اندر کار در این طرح، کوچک ترین توجهی به آن نداشته اند؛ پرسشی به ظاهر ساده که اکنون ذهن عده ی زیادی از افراد مشغول در این حرفه را به خود مشغول کرده است.

برای شنیدن دغدغه های افراد شاغل در این حرفه، به یکی از کافه های نام آشنای خیابان انقلاب می رویم؛ کافه یی کوچک و آرام با فضایی گرم که سراسر دیوارها و حتی زیر شیشه ی میزهای آن، پوشیده از یادداشت هایی است که مشتریان این کافه در قالب شعر یا دلنوشته از خود بجای گذاشته اند.

بعد از سفارش قهوه یی فرانسوی، پای صحبت آقای «خوش خلق» مسوول فرهنگی و هنری این کافه که هر روز پذیرای عده ی زیادی از مردم و بویژه دانشجویان است، می نشینم. او در واکنش به طرح اخیر نیروی انتظامی در ممنوعیت اشتغال زنان در کافی شاپ ها می گوید: «به نظر می رسد افرادی که چنین طرح هایی را ارایه می کنند در جامعه حضور ندارند و هیچگونه مشورتی با افرادی که در این عرصه فعالیت دارند، نکرده اند. آیا ارایه کنندگان چنین طرح هایی حتی یک درصد به ضررهای اقتصادی که افراد شاغل در این حوزه متحمل آن خواهند شد فکر می کنند؟»

اطراف ما در کافی شاپ پر از دختران و پسران جوانی است که در فضایی آرام مشغول گفت و گو و نوشیدن انواع نوشیدنی ها هستند. درست است که در این مکان خانمی اشتغال ندارد، ولی به گفته ی خوش خلق، «در برخی دیگر از شعبه های این کافه خانم هایی فعالیت می کنند که کار خود را بدون هیچگونه مشکل و به بهترین وجه انجام می دهند و از دقت بالایی نیز برخوردار هستند.»

خوش خلق با اشاره به فضای آرام، فرهنگی و بدون تنش این کافه و بسیاری دیگر از کافه های مشابه آن می گوید: « موضوع اصلی در این تصمیم نه فقط جنبه ی اقتصادی بلکه جنبه ی ضدفرهنگی آن است. بسیاری از کافی شاپ های ما دارای محیطی فرهنگی-هنری هستند که مکانی مناسب را برای اشتغال و حضور بانوان فراهم می کند. چرا یک خانم نباید طبق علایق و سلایق خود در این مکان فعالیت و گذران زندگی کند؟»

مقصد بعدی ما یکی دیگر از کافه های معروف تهران است که فضا و چیدمان هنری و زیبای آن، با نام کافه کاملا در تناسب است. «کتایون» مدیر این کافی شاپ با وجود مشغله ی فراوان، با مهربانی و رویی گرم دعوت ما را برای گفت و گو می پذیرد. اطلاعات درستی از این طرح ندارد و آگاهی او در سطح خبرهایی است که در مطبوعات یا فضای مجازی مطالعه کرده است. از او می پرسیم آیا در این خصوص بخشنامه یی هم به شما ابلاغ شده است که می گوید: « نه من و نه افراد دیگری که در این حرفه با آن ها آشنایی دارم چنین بخشنامه یی را دریافت نکرده ایم.»

در این کافه نیز بجز «کتایون»، خانم دیگری فعالیت نمی کند. چرایی این موضوع را جویا می شویم و او در جواب می گوید: «من خانم ها و دختران جوان زیادی را می شناسم که در کافی شاپ های دیگر فعالیت می کنند. همه ی آن ها افرادی موقر و نجیب هستند و کار خود را بخوبی انجام می دهند. ولی برای من به عنوان یک زن بسیار سخت است تا به دختران جوان برای انجام فعالیت هایشان امر و نهی کنم. بنابراین ترجیح می دهم آقایان را در کافه استخدام کنم.»

او بزرگ ترین تاثیر طرح تازه نیروی انتظامی را بی توجهی به معیشت و بازار کار بانوان دانست و گفت: «تنها قربانی این طرح، زنان خواهند بود. آن ها با از دست دادن شغل خود برای جبران این خلا و تامین زندگی ممکن است به ناچار دست به کارهایی بزنند که تبعات بسیار تاسف باری داشته باشند.»

او همچنین این طرح را تاثیرگذار بر اشتغال عده ی زیادی از افراد جامعه عنوان کرد و گفت: «بسیاری از این زنان، سرپرست خانوار هستند و با توجه به اینکه سن ازدواج بسیار بالا رفته، بسیاری از دختران جوان ما برای تامین مخارج زندگی به این کار روی می آورند. خیلی از افرادی که برای کارهایی نظیر ظرف شویی و … به ما مراجعه می کنند دختران و پسران جوانی هستند که دارای مدارک سطح بالای دانشگاهی هستند. چه کسی می خواهد پاسخگوی این افراد باشد؟ ما باید جایگزینی برای موقعیت هایی که از زنان سلب می کنیم داشته باشیم تا برای جبران آن به کارهای ناشایست دست نزنند. حتی زمانی که فروشندگان مترو را از کار منع می کنیم باید به فکر آینده و معیشت آنان باشیم.»

«کتایون» با ذکر این گفته ی قدیمی که «انسان به هرآنچه از آن منع شود حریص تر می شود» ادامه داد: «تنها پیامد این طرح، جری تر و حریص تر شدن افراد است. البته خانم های ما را نمی توان با چنین سیاست هایی متوقف کرد. آن ها همیشه با هوش و ذکاوت بالای خود راه دیگری را برای گذر از مشکلات پیدا می کنند. ولی با وجود این، باید امیدوار بود این طرح اجرایی نشود؛ چرا که من خودم به عنوان یک زن می دانم آن ها چقدر تحت فشار قرار خواهند گرفت.»
خوش خلق در ادامه ی گفت و گویش، بروشوری را نشانمان می دهد که در آن، ظرفیت بزرگ فرهنگی کافه ی کوچکی که در آن مشغول گفت و گو هستیم بخوبی نشان داده شده است. این کافه مدتی است با جمع آوری نوشته هایی که مشتریان به رسم عادت بر روی دیوار یا زیر شیشه ی میزها باقی می گذارند، اقدام به چاپ آن ها می کند.

او می گوید: «حتی در گذشته، کافه نادری مکانی بود که به نوعی زایش فرهنگی و هنری در آن رخ می داد و هنرمندان زیادی برای آشنایی بیشتر با یکدیگر و همچنین آشناییِ مردم با آثار آن ها، در این مکان جمع می شدند. ما اکنون به چنین محیط هایی در سطح شهر نیاز داریم. چرا بجای حمایت از پیشرفت بیشتر این مکان ها در سایه ی فرهنگ و باورهای ایرانی، آن ها را درگیر حاشیه هایی می کنیم که نه تنها برای بانوان بلکه برای جامعه ی ما چیزی جز پسرفتِ فرهنگی نتیجه یی بدنبال ندارد؟»

خوش خلق ادامه داد: «قشر دانشجو و فرهیخته ی ما، بر اساس نگاه و آگاهی یی که پیدا کرده است و همچنین زندگی در عصری که ارتباط های انسانی و مجازی مهم ترین جنبه ی آن را تشکیل می دهد، نیازمند ارتباط هایی از این دست است و ما با محدود کردن این ارتباط، تنها او را از رفع نیازهای طبیعی اش منع می کنیم. به اعتقاد من حتی صحبت درباره ی چنین طرحی یک عقبگرد بزرگ است.»

ممکن است بسیاری افراد تصور کنند کافی شاپ ها مکان هایی هستند که قشری خاص از جامعه در آن رفت و آمد دارند و از همین رو حضور و اشتغال بانوان در این مکان را نامناسب بدانند؛ نکته یی که خوش خلق در پاسخ به آن گفت: «ما مشتریان محجبه و حتی طلبه داریم. در این کافه و بسیاری دیگر از کافه های شهر، افراد از هر قشر و طبقه یی که تصور کنید حضور پیدا می کنند. ممکن است برخی از کافی شاپ های تهران به سبب فضایی که دارند و اینکه تلاش می کنند غربی تر به نظر بیایند برای برخی افراد مناسب نباشند، ولی باید از سایر فضاها و بویژه افراد شاغل در آن ها حمایت شود. افرادی که چنین طرح هایی را بدون در نظر گرفتن شرایط روز جامعه و پیش بینی پیامدهای اجرای آن مطرح می کنند، باید توجیه دقیق خود از ارایه ی چنین طرحی را ارایه کنند. چرا که نسل جوان پذیرای بهانه های ساده انگارانه نخواهد بود.»

«آفرین»، فرمانده زن کردهای کوبانی+عکس

kobani-afarin

یک زن مبارز کرد فرماندهی پیشمرگه های کرد کوبانی را در مبارزه با داعش بر عهده دارد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاری فرانسه، این زن نظامی که به نام «نارین آفرین» شهرت دارد، کمتر مقابل دوربین‌ها حاضر می‌شود، اما بسیاری از فعالان حاضر در کوبانی از جمله ناظران حقوق بشر، حضور پررنگ وی در صحنه مبارزه با داعش را تایید کرده‌اند.

گفته می‌شود آفرین مغز متفکر عملیات‌ نیروهای کرد در کوبانی است و در کنار «محمود برخودان»، فرمانده ارشد نظامیان این شهر، در مقابل عناصر داعش ایستادگی می‌کند.

به گفته رامی عبدالرحمن، سخنگوی دیده‌بان حقوق بشر در سوریه، «بخش اعظم عملیات‌های نظامی علیه داعش در کوبانی توسط آفرین طرح‌ریزی شده‌‌اند و با فرماندهی وی اجرا می‌شوند.»

مدیران شستا چقدر حقوق می گیرند؟ + عکس

شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی یا به اختصار شستا یک شرکت سرمایه‌گذاری متعلق به سازمان تأمین اجتماعی ایران است که بعنوان یک مجموعه تخصصی در امر سرمایه‌گذاری در سال ۱۳۶۵ در قالب یک شرکت سهامی خاص  تأسیس گردید.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,760 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: